{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

و هنوز

‍ و هنوز
در پسِ این همه اندوه
می‌شود پنجره بود
رو به خیابانِ سکوت؛
می‌شود واژه‌ای ساخت
و برایش جان داد؛
می‌شود حالِ کسی را فهمید
سفره‌ی دلتنگی او را برچید

می‌شود کوچه‌ی بن‌بست نبود
می‌شود رفت
ولی، عاشق بود ،،،

می‌شود_عاشق_بود

💢💋💢
دیدگاه ها (۱)

تو هم دردُ هم درمـان منے ...❤️

احساسم به تو را چه بنامم؟دوست داشتن؟عشق؟نیاز؟یا...نمی دانم!ن...

از یک جایی به بعد خواستنش از نخواستنش سخت تر میشود...به خواس...

واژه هایم دستِ #توست ..باشی سپید می شوند ..بخندی سیب می چینن...

ای خنده ی تو دورترین خاطره ی من دیدار تو نایاب ترین منظره ی ...

🌱🍒اگر بدانم که شعرها از کجا می آیند،به آنجا خواهم رفت.به هما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط