خیال یار...
دیشب خیالت در دل شب خانه می ساخت
درسینه ام طوفان ولی کاشانه می ساخت
چشمان تو چون رودِ آرام غروبند
هر موج آن در جان من افسانه می ساخت
با عطر لبخندت بهارآید به این دل
با تو خزان هم در دلش پروانه می ساخت
من با خیال تو شبی آرام دارم
بی تو دلم هرلحظه ای ویرانه می ساخت
دستت اگر در دست من یک لحظه میماند
هر دم به یادتودلم دُردانه می ساخت
من با خیال شانه ات خو کرده بودم
هر دم کنار تو دلم پیمانه می ساخت
ای کاش می دیدی نگاه خسته ام را
هر لحظه ام آواز بی پایانه می ساخت
در ازدحام خاطرات دور و نزدیک
دل باخودش هر ساعتی مستانه می ساخت
در شعرمن نامت هزاران واژه دارد
هربیت من تاعرش دل شکرانه می ساخت
ای آخرین رویای شبهای بلندم
بی تو نفس در سینه ام غمخانه می ساخت
یک لحظه بی تو عمر دنیا هیچِ #هیچ است
با تو دلم هر لحظه ای جانانه می ساخت.........
# آرش_صباغ
✶⊷⊷❍❍⊶⊷✶
==============
⊷✶
درسینه ام طوفان ولی کاشانه می ساخت
چشمان تو چون رودِ آرام غروبند
هر موج آن در جان من افسانه می ساخت
با عطر لبخندت بهارآید به این دل
با تو خزان هم در دلش پروانه می ساخت
من با خیال تو شبی آرام دارم
بی تو دلم هرلحظه ای ویرانه می ساخت
دستت اگر در دست من یک لحظه میماند
هر دم به یادتودلم دُردانه می ساخت
من با خیال شانه ات خو کرده بودم
هر دم کنار تو دلم پیمانه می ساخت
ای کاش می دیدی نگاه خسته ام را
هر لحظه ام آواز بی پایانه می ساخت
در ازدحام خاطرات دور و نزدیک
دل باخودش هر ساعتی مستانه می ساخت
در شعرمن نامت هزاران واژه دارد
هربیت من تاعرش دل شکرانه می ساخت
ای آخرین رویای شبهای بلندم
بی تو نفس در سینه ام غمخانه می ساخت
یک لحظه بی تو عمر دنیا هیچِ #هیچ است
با تو دلم هر لحظه ای جانانه می ساخت.........
# آرش_صباغ
✶⊷⊷❍❍⊶⊷✶
==============
⊷✶
- ۳۵۱
- ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط