{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مردی تعریف می کرد که با دو دوستش به جنگل های آمازون رفته

مردی تعریف می کرد که با دو دوستش به جنگل های آمازون رفته بود و در آنجا گرفتار قبیله زنان وحشی شدند و آنها دو دوستش را کشتند.

وقتی از او پرسیدند چرا تو زنده ماندی ،گفت: زن های وحشی آمازون از هر یک از ما خواستند چیزی را از آنها بخواهیم که نتوانند انجام بدهند.

وقتی نوبت به من رسید به آنها گفتم: لطفا زشت ترین شما مرا بکشد!

B-)
دیدگاه ها (۱۰)

ﺗﺤﻮﯾﻞ ﺩﺍﺭ ﺑﺎﻧﮏ ﺑﻮﺩﻡ ! ﯾﻪ ﺭﻭﺯ ﯾﻪ ﭘﺴﺮ ﺑﭽﻪ ﺍﯼ ﯾﻪ ﻗﺒﺾ آوﺭﺩ ﺁﺧﺮﺍﯼ...

ﮦℓﮧﮩﮨℓﮦℓﮧﮨℓﮧﮨℓﮦﮧﮨℓﮦﮧﮩﮨℓﮧﮩﮨℓﮦℓﮧﮨℓﮦ ﮧﮨℓﮦℓﮧﮩﮨ ℓﮦℓﮧﮨℓﮧﮨℓﮦﮧﮩﮨℓﮧﮩﮨ...

چند سال پیش گروهی از فروشندگان در شیکاگو برای شرکت در یک سخن...

میدان عمل خالیست …او در پی سرباز است !چون ما همه سربار...

«فیک جدید »حقیقت پنهان شخصیت ها :نورا - جین - جیهوپ - نامجون...

My Vampire Mate Season 2 part : ۸۲

پارت ۵ – گذشته‌ای که هنوز زنده است۱۵ سال قبل...باران شدیدی م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط