{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سکوت کن دلم!این جاسکوت اجباری ست

سکوت کن دلم!این جاسکوت اجباری ست
اگرچه حرف و غزل درنگاهمان جاری ست

همیشه عشق برایم سکوت و ابهام است
شبیه دیدن او بین خواب و بیداری ست

چقدر پیر شدم با مرور خاطره ها
به ذهن خاطره هایم،سکوت غمباری ست

دلم شکست و غزل مرد....آه ای مردم!
چقدر طعنه و زخم زبانتان کاری ست

اگرچه حرف و غزل نا تمام مانده ولی،
سکوت کن دلم،این جاسکوت اجباری ست!
دیدگاه ها (۲)

قدم اهسته بردار ,زیر پایت یک دل استیک دل پر خون زما,افتاد...

روزگاریست که از داغ غمت می بارماز همه خاطره ها ، فاصله ها بی...

ﮐﺎﺵ ﻗﻠﺒﻢ ﺩﺭﺩ ﺗﻨﻬﺎﻳﻲ ﻧﺪﺍﺷﺖﭼﻬﺮﻩ ﺍﻡ ﻫﺮﮔﺰ ﭘﺮﻳﺸﺎﻧﻲ ﻧﺪﺍﺷﺖﺑﺮﮒ ﻫﺎﻱ ﺁ...

ساک ِ من ! بستــــه نشو باز مرا جا نگذار کفش را جفــــــت ن...

روزها هرطور که هست می‌گذرند؛ با شلوغی‌های کاذب، با صداهای غر...

#درخواستی درد، همچون خاری در گلویش چنگ انداخته بود و تمام وج...

عقریته تاریکی به قلم مرتضی متقیان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط