{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شروع کلاس ساعت سه بود تا سه و ربع سه نفر اومدن.

شروع کلاس ساعت سه بود تا سه و ربع سه نفر اومدن.
دو تا خانم و یه آقا، با همونا بحثو شروع کردم.
آخر سر که بحث تموم شد و همه نشسته بودن گلایه کردم و جواب سوالاتشون رو هم ندادم و از سالن اومدم بیرون.
فکر کنم دفعه بعد زودتر از من حاضر میشن 😂 😃
دیدگاه ها (۱)

پنچری خر عست 😏 😠

سه اصل آسایش

پدرجان عزیز و مهربونم یه عمر سایش با مهربونی بالا سرمونه میخ...

دلم هله هوله جات میخواست.ترشی خونم کم شده بود... #میوه_یخی...

رمان: ببر من p7بعد از ۷ ساعت مدرسه...

همخونه اجباری... پارت 125"ویو جئون جونگ کوک"جلسه تموم شد.داه...

دختر بد(سناریو فیک جواهر بخش ای)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط