{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پیرزنه داشت خورشت درست میکرد و گریه میکرد،!

پیرزنه داشت خورشت درست میکرد و گریه میکرد،!
ازش پرسیدن چرا گریه میکنی؟

.

.
.
.
.
.
.
.
.

.
.
.
.
.
.
.
.
گفت لیمو خشکا منو یاد تخمای حاجی میندازه
دیدگاه ها (۱)

به افتخارشلایک

شوهره با زنش دعواش میشه از خونه میزنه بیرون....?بعد یکساعت ت...

لایک

‌ ‌‌ ‌‌‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌‌‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌‌‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌‌ ‌‌‌ ‌‌...

𝘞𝘩𝘦𝘯 𝘵𝘩𝘦 𝘩𝘦𝘢𝘳𝘵 𝘤𝘢𝘭𝘭𝘪𝘯𝘨 𝘶𝘴 𝘱𝘢𝘳𝘵:78+پس چی بود؟ چرا پدر و مادرم...

____[The Forbidden Crossing]____

پارت ۴ (سرنوشت)

رمان عشق ممنوع

رمان عشق ممنوع

سناریو باکودکو

Forced to be by your sideبه اجبار کنار تو part:7نویسنده:جونگ...

(کشتار مافیا) «پارت 1»11سال قبل گو هاجین: لطفا بهمون رحم کن ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط