{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آرام وبی صدا بود

آرام وبی صدا بود

قدم هایَت را میگویم

بعد رفتنت 

احساس ها حَبس شده بودند

نورها در خاموشی غَلت میزدند

آسمان خیس بود

بعد رفتنت آیینه ترک خورده بود

گلهای سرخ باغچه ‌، پرپر در حیات نمایان بودند

رفتنت 

طوری که حتی زمین صدای پایت را نشنید

کاش باشی و رفتنت "شایعه "
دیدگاه ها (۴)

"تو" که از کوچه ی غمگین دلم میگذری!"تو" که از راز دلم با خبر...

بآورتـــ بِشَود یآ نـﮧروزﮮ مـﮯ رسُد کـﮧ دِلَتــ برآﮮ هیچ کَس...

سخت است هر روز عاشق تر هر روز وابسته تر هر شب بی قرار تر ...

من اگه بمیــــــرم شایـــــــد اون گریـــه کنه......ولی اگه ...

شب است…و شبِ یک پاییز،آرام و کرخت،بی صدا، از فراز سرم می‌گذر...

در لبه فراموشی...

اهل کاشانم روزگارم بد نیستتکه نانی دارم خرده هوشی سر سوزن ذ...

بفرست براش😍😍💞💞@m5555s

@m5555s

اگر قرار باشد پاییز را در یک تصویر خلاصه کنم، تویی که با لبخ...

همه باغ دلم!!!! آثار خزان دارد!!

🔸در انتظار بارانم؛نه برای خیس شدنِ خیابان،برای آن لحظه‌ایکه ...

پاکسازی پوست فقط همین😂😂

جاده شمال، بارون و یه دلِ بی‌عجله… 🌧️🌿☕️همین یعنی حالِ خوب!❤...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط