{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پدرم گاه صدا میزنَدَم شعرِ سپید؛

پدرم گاه صدا میزنَدَم شعرِ سپید؛
بس کہ آشفتہ و؛
رنجور و؛
بهم ریختہ‌ام....

#𝑺𝒆𝒕𝒂𝒓𝒆𝒉
دیدگاه ها (۰)

چقدر این حرفِ خسرو شکیبایی قشنگه که میگه:«برخی از آدم‌ها به ...

می‌خواهی از نگاه کردن به او فرار کنی. پس سعی می‌کنی با ورق ز...

از تمامِ تو؛تنها پیراهنے در خانہ مانده!کہ صبح‌ها جایِ تو چای...

همیشه که نباید بنشینیم و بدی‌هایِ زندگی‌ِمان را مرور کنیم ؛گ...

استوری اون فامیلمون که کل خاندان رو بهم ریخته:

دلی گرفته و چشمی به راه دارم منمخواه بی تو بمانم، گناه دارم ...

نامجون 🐨زمانی که من آرمی شدم 🤍تو رو لیدر گروه و تکیه گاه خود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط