تنهایی ..............
تنهایی ..............
همین حال بدی است و من هرشب
ویرانه ای جز این تخت ندارم!!
از بی کسی ام هیچ مپرس
این درد که دارم،می پیچد و می گریم
و درد که گفتن ندارد........
مجنون که شدم چشم به دیوانگی بستم
آن روز که بیچاره شدم،خوب نگشتم
هم صحبت این قاب که خالیست
منم،،من!!
خالی تر از آن روز که رفتی
هرگز بخودم باز نگشتم....!!
همین حال بدی است و من هرشب
ویرانه ای جز این تخت ندارم!!
از بی کسی ام هیچ مپرس
این درد که دارم،می پیچد و می گریم
و درد که گفتن ندارد........
مجنون که شدم چشم به دیوانگی بستم
آن روز که بیچاره شدم،خوب نگشتم
هم صحبت این قاب که خالیست
منم،،من!!
خالی تر از آن روز که رفتی
هرگز بخودم باز نگشتم....!!
- ۱۷۵
- ۱۳ شهریور ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط