{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تنهایی ..............

تنهایی ..............
همین حال بدی است و من هرشب
ویرانه ای جز این تخت ندارم!!

از بی کسی ام هیچ مپرس
این درد که دارم،می پیچد و می گریم
و درد که گفتن ندارد........

مجنون که شدم چشم به دیوانگی بستم
آن روز که بیچاره شدم،خوب نگشتم

هم صحبت این قاب که خالیست
منم،،من!!
خالی تر از آن روز که رفتی
هرگز بخودم باز نگشتم....!!
دیدگاه ها (۳۷)

شاید یک روز دگر صبر کنمغم به سر آید!!صبحی شود و شب برودقاصدک...

به لب رسیدی.........برگرد!!جانم....حبس پیراهن توست!!

پرنده ها که پر میکشندجان میگیرم!!افتاب که می تابد زنده میشوم...

حوا منم..........که تو رابیش از یک آدم دوست دارم..!!

دلتنگی

#part_5#پایان_خوش_داستان_من که بابام رو دیدم شروع کرد داد زد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط