ميدانم
ميدانم
به خودت سوگند ميدانم
که فرسنگها از فطرتم دور افتاده ام
فرشته ها ديگر مرا نميشناسند
پيراهنم ديگر شبيه ملکوت نيست
وکفشهايم راه را گم کرده اند
اما جمعه ها صبح زود بيدار ميشوم
موهايم را شانه ميزنم
وکنار پنجره اي که هرگز تعطيل نيست
مي ايستم تاشايد عبور با شکوه تو را ببينم
به خودت سوگند ميدانم
که فرسنگها از فطرتم دور افتاده ام
فرشته ها ديگر مرا نميشناسند
پيراهنم ديگر شبيه ملکوت نيست
وکفشهايم راه را گم کرده اند
اما جمعه ها صبح زود بيدار ميشوم
موهايم را شانه ميزنم
وکنار پنجره اي که هرگز تعطيل نيست
مي ايستم تاشايد عبور با شکوه تو را ببينم
- ۱۷۳
- ۱۸ مرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط