{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بررسی شعر «شَهنواز» از {تس}

بررسی شعر «شَهنواز» از {تس}
---------
شهنواز؛روایت جامعه‌ای که صداهایش که یکی‌یکی خاموش شدند
---
هزار صدا؛ یک حقیقت:
«شَهنواز» روایت یک انسان نیست؛ روایت جامعه‌ای است که هر عضو آن تنها بخشی از حقیقت را فریاد می‌زند. شاعر به جای انتخاب یک راوی، ده‌ها صدا را کنار هم قرار می‌دهد تا نشان دهد جامعه از تجربه‌ها، باورها، رنج‌ها و امیدهای متفاوت ساخته شده است. تکرار «یکی گفت...» مهم‌ترین ویژگی شعر است؛ زیرا هویت گوینده اهمیتی ندارد و هر «یکی» می‌تواند نماینده‌ی هر انسانی باشد؛ کارگر، مادر، سرباز، زندانی، معترض یا شهروندی عادی. کنار هم قرار گرفتن این صداها، تصویری از جامعه‌ای می‌سازد که همه در آن سخن می‌گویند، اما کمتر کسی دیگری را می‌شنود.
---
همهمه در میدان؛ وقتی هر صدا سرکوبگر صداژ دیگر است یا فریاد زننده زخمی دیگر:
در آغاز شعر، هر صدا زخمی را روایت می‌کند. یکی از نان می‌گوید، دیگری از گلوله، یکی از وطن و دیگری از فقر یا خانواده. هیچ گفت‌وگویی شکل نمی‌گیرد و هر کس تنها درد خود را بیان می‌کند. شاعر با همین ساختار، فضای خیابان و اعتراض را بازسازی می‌کند؛ جایی که انسان‌هایی با خواسته‌های متفاوت کنار هم ایستاده‌اند، اما هنوز زبان مشترکی پیدا نکرده‌اند. در میان این صداها، دین نیز حضور دارد؛ گاهی به عنوان ایمان و گاهی به عنوان ابزاری برای داوری و حذف. جمله‌ی «این درد مشترکه، چاره کنید» روزنه‌ای از امید می‌گشاید و یادآوری می‌کند که رنج می‌تواند انسان‌ها را به هم نزدیک کند، اما این امید با فرمان «همه همراهی کنید» و سپس سکوت کسی که «می‌دونست همه خالی شدن» کم‌رنگ می‌شود. سرانجام با جمله‌ی «میدون رو خالی کنین»، حضور مردم پایان می‌یابد و شعر وارد مرحله‌ای تازه می‌شود.
---
قدرت؛سرکوب تمام صداهای خلاف جریان:
از لحظه‌ای که حاکم می‌گوید «منم، حاکمتون»، چندصدایی جای خود را به تک‌صدایی می‌دهد. نخستین جمله‌ی او، «یکی‌یکی حذف می‌کنمتون»، نشان می‌دهد که قدرت به جای گفت‌وگو، حذف را انتخاب کرده است. شاعر نشان می‌دهد ابزار قدرت فقط گلوله نیست؛ زندان، ترس، تبلیغات، تنهایی و فقر نیز می‌توانند انسان را خاموش کنند. تکرار صدای گلوله، پایان گفت‌وگو و آغاز سلطه‌ی خشونت را نشان می‌دهد. تلخ‌تر آنکه فقیرترین مردم نیز به عنوان خطر معرفی می‌شوند؛ گویی قدرت بیش از هر چیز از آگاهی مردم عادی هراس دارد.
-------
فرجام:
«شَهنواز» در ظاهر درباره‌ی اعتراض و قدرت است، اما در ژرف‌ترین لایه‌ی خود، مرثیه‌ای برای مرگ گفت‌وگوست. شعر نشان می‌دهد جامعه‌ای که در آن انسان‌ها دیگر صدای یکدیگر را نشنوند، آرام‌آرام به جایی می‌رسد که تنها یک صدا باقی می‌ماند؛ صدای قدرت.
مسیر شعر از انبوه صداهای گوناگون آغاز می‌شود و به تک‌صدایی می‌رسد. هشدار شاعر نیز همین است که حذف، همیشه با گلوله آغاز نمی‌شود؛ بلکه از همان لحظه‌ای شروع می‌شود که گفت‌وگو از میان می‌رود و انسان‌ها توان شنیدن یکدیگر را از دست می‌دهند. به همین دلیل، «شَهنواز» تنها یک شعر اعتراضی نیست؛ بلکه هشداری درباره‌ی خاموش شدن صداها و فراموش شدن حق سخن گفتن است.شاعر هوشمندانه واژه‌ی «حذف» را انتخاب کرده است؛ زیرا حذف، فراتر از شکست دادن یا مجازات کردن است. حذف یعنی طرف مقابل حتی شایسته‌ی شنیده شدن هم نیست و باید از صحنه‌ی جامعه پاک شود...

۱۴٠۵/۴/۱۸
دیدگاه ها (۰)

بررسی شعر «مریض تخت آخری» از (کاظم بهمنی) از قطعه «مریض تخت ...

بررسی شعر «مریض تخت آخری» از (کاظم بهمنی) از قطعه «مریض تخت ...

بررسی شعر «فاصله چیه؟» از (نقش) بخش نخستــــــــــــــــــــ...

بررسی شعر «فاصله چیه؟» از (نقش) بخش دومـــــــــــــــــــــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط