{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ابتهاج نشسته بود به در نگاه می‌کرد و دریچه آه می‌کشید؛

ابتهاج نشسته بود به در نگاه می‌کرد و دریچه آه می‌کشید؛

من اینجا نشسته‌ام به جنگ نگاه می‌کنم؛ و جنگ‌زده که آه می‌کشد...

-فوآد معماریان

برای جنوب ایرانم...
دیدگاه ها (۰)

حماسی

۲۷ شهریور، روز شعر و ادب فارسی و بزرگداشت استاد شهریاربه یاد...

به مناسبت سالروز آسمانی شدن فروغ فرخزاد

بررسی شعر «شَهنواز» از {تس}---------شهنواز؛روایت جامعه‌ای که...

🎥 کارشناس پدافند هوایی سپاه: در روزهای اول جنگ ۶ تا ۷ پهپاد ...

✈️ چند روز بیشترپارت ۱۴بعد از مدتی، ماشین جلوی یک ساختمان قد...

_«درِ سیزدهم» 🗝️🕯️اِلین نگاهش را به او دوخت.«اینکه چه کسی در...

پارت ۹ 🖤جیمین تا آخر مسیر چیزی نگفت. فقط گاهی از آینه به جون...

پارت ۱۶

🦢 پارت هشتم | تو چرا اینجایی؟بعد از رفتن مرد، لیانا هنوز کنا...

این‌روزها سخاوتِ باد صبا کم است یعنی خبر ز سوی تو، این‌روزها...

⚖️ وکیل من ⚖️پارت ۵ — جلسه‌ی اول دادگاه چند روز بعدصبح زود، ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط