{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تنها تفاوتِ من با آدم‌های دیگر ، نگاهی‌ بود خودمانی و دلخ

تنها تفاوتِ من با آدم‌های دیگر ، نگاهی‌ بود خودمانی و دلخوشی بی‌ مرزی که صبورم میکرد و امیدوار.

دلتنگی‌ درد نیست، جراحتی ‌ست در سینه، ریشه دوانده به روح و روان. یک رعشه ی دائمی، سرگردان در تک‌ تک‌ سلول‌های بدن. وهمی بی‌ انتها که روز و شب ندارد، همیشه هست. .

با این حال انتظار برای بازگشت تو هرگز تلخ و غم انگیز نبود. در امتدادِ هر غروب، می‌‌دانستم این سکوت ِ زهر آگین و این تنهایی نامهربان جاودانه نیست. تو می‌آمدی . به آغوش کسی‌ باز میگشتی که رفتنت را باور نکرده بود. تنها کسی‌ که نگاهی‌ داشت خودمانی و دلخوشی بی‌ مرزی که صبورش می‌‌کرد و امیدوار. تنها کسی‌ که منتظرت بود.
دیدگاه ها (۱)

خاطره ها..نه می کُشند، نه زنده می کنندبلکه مانند یک بمب ساعت...

‌ حالم گرفـته از این " دنـیـایــی" کـه " آدم هــایش" هـمچـون...

تموم اون شب رو پای درخت چنار نشستم و به یه گنجشک خیره شدم!چن...

زن هازخم های زیادی برای نگفتن دارندزخم هایی که از چشمهایشان ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط