عشقی دوباره
عشقی دوباره
p⁴
"ویو ا.ت"
واقعا دلیلی نمیبینم به فکر اون پسرم
آخه ا.ت تو قول دادی دیگه کسی رو انتخاب نکنی که ضربه نخوری
÷ا.تتتتتتتتتتت
_ها؟چیه؟
÷سه ساعته دارم صدات میزنم کوجایییی
_اینجاممممم
÷(خنده)
=بچه ها کره ایم به شدت ضعیفه
_÷(خنده)
=چیه هی میخندین
_لیدا...
=هوم
_موهات شبیه جنا شده😂
=دهنتو ا.ت
÷_😂
=کثافتا
"ویو جوون"
میخواستم درباره اون پسره بگم ولی نمیشد چون ا.ت گفته بود نمیخوام با کسی باشم
"ویو کوک"
با هزار برم نرم رفتم دم خونش و آیفون رو زدم
...:بفرمایید؟
+ببخشید...من با خانم ا.ت کار داشتم
_خودم هستم بفرمایید
نمیدونستم چی بگم انگار لال شده بودم لعنتی
_الووووو آقاااااا
+ها بله
_بفرمایید کارتون
+ببخشید فکر کنم اشتباه اومدم
و فلنگو بستم
"ویو ا.ت"
عههه پسره چقدر آشنا بود
عه این همون پسرس داخل فروشگاه دیدمش
÷کی بود
_همون پسره که توی فروشگاه بود
÷چی گفتتت(تعجب)
_چته تو
÷نه بگو چی شده
_هیچی فکر کنم اشتباه گرفت
÷اوهههه ترسیدم
_خوابی چیزی برام دیدی(خنده شیطانی)
÷نه بابا...وایسا اصلا...تو گوه میخوری بری با کسی
_چشم چشم(خنده)
"ویو کوک"ویو فردا"
بازم رفتم دم در خونشون تا خواستم آیفون رو بزنم در باز شد
_هی آقا پسر هرچی هست بگو خجالت نکش(خنده)
ای وای گندش بزنن نه نه گند زدم
خواست از کنارش رد بشه که دستش رو گرفتم
با تعجب برگشت سمتم
_مشکلی پیش اومده
+اممم خب چطوری بگم
_اگه میخواین بگین دستتون رو ول کنین چون دردم میگیره
ای وای حواسم نبود دستش رو ول کنم
آروم دستش رو ول کردم و سریع گفتم
+من ازت خوشم میاد!
_(تعجب)
+چی شد؟
_غیر منتظره بود
+واقعا؟
_آره
+خب جواب تو؟
_ام خب راستش...
+میتونی هر موقع خواستی بگی اینم شمارم
_عهه وایسا
"ویو ا.ت"
چقدر خجالتی بود
وایسا من کجا میخواستم برم
"فلش بک"
دیدم دوباره اومده پشت در پس سریع رفتم پایین
"پایان فلش بک"
ا.ت تو قول دادی آیششششش
رفتم بالا که لیدا و هانول و جوون سمتم اومدن
÷چی شد؟
$قبول کردی؟
=خجالتی بود؟
_هوووو صبر کنین بیام تو بعدا هی حرف بزنین
p⁴
"ویو ا.ت"
واقعا دلیلی نمیبینم به فکر اون پسرم
آخه ا.ت تو قول دادی دیگه کسی رو انتخاب نکنی که ضربه نخوری
÷ا.تتتتتتتتتتت
_ها؟چیه؟
÷سه ساعته دارم صدات میزنم کوجایییی
_اینجاممممم
÷(خنده)
=بچه ها کره ایم به شدت ضعیفه
_÷(خنده)
=چیه هی میخندین
_لیدا...
=هوم
_موهات شبیه جنا شده😂
=دهنتو ا.ت
÷_😂
=کثافتا
"ویو جوون"
میخواستم درباره اون پسره بگم ولی نمیشد چون ا.ت گفته بود نمیخوام با کسی باشم
"ویو کوک"
با هزار برم نرم رفتم دم خونش و آیفون رو زدم
...:بفرمایید؟
+ببخشید...من با خانم ا.ت کار داشتم
_خودم هستم بفرمایید
نمیدونستم چی بگم انگار لال شده بودم لعنتی
_الووووو آقاااااا
+ها بله
_بفرمایید کارتون
+ببخشید فکر کنم اشتباه اومدم
و فلنگو بستم
"ویو ا.ت"
عههه پسره چقدر آشنا بود
عه این همون پسرس داخل فروشگاه دیدمش
÷کی بود
_همون پسره که توی فروشگاه بود
÷چی گفتتت(تعجب)
_چته تو
÷نه بگو چی شده
_هیچی فکر کنم اشتباه گرفت
÷اوهههه ترسیدم
_خوابی چیزی برام دیدی(خنده شیطانی)
÷نه بابا...وایسا اصلا...تو گوه میخوری بری با کسی
_چشم چشم(خنده)
"ویو کوک"ویو فردا"
بازم رفتم دم در خونشون تا خواستم آیفون رو بزنم در باز شد
_هی آقا پسر هرچی هست بگو خجالت نکش(خنده)
ای وای گندش بزنن نه نه گند زدم
خواست از کنارش رد بشه که دستش رو گرفتم
با تعجب برگشت سمتم
_مشکلی پیش اومده
+اممم خب چطوری بگم
_اگه میخواین بگین دستتون رو ول کنین چون دردم میگیره
ای وای حواسم نبود دستش رو ول کنم
آروم دستش رو ول کردم و سریع گفتم
+من ازت خوشم میاد!
_(تعجب)
+چی شد؟
_غیر منتظره بود
+واقعا؟
_آره
+خب جواب تو؟
_ام خب راستش...
+میتونی هر موقع خواستی بگی اینم شمارم
_عهه وایسا
"ویو ا.ت"
چقدر خجالتی بود
وایسا من کجا میخواستم برم
"فلش بک"
دیدم دوباره اومده پشت در پس سریع رفتم پایین
"پایان فلش بک"
ا.ت تو قول دادی آیششششش
رفتم بالا که لیدا و هانول و جوون سمتم اومدن
÷چی شد؟
$قبول کردی؟
=خجالتی بود؟
_هوووو صبر کنین بیام تو بعدا هی حرف بزنین
- ۶.۲k
- ۱۸ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط