{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حکایت من حکایت کسی است که عاشق دریابود اماقایقی نداشت..ٔ

حکایت من حکایت کسی است که عاشق دریابود اماقایقی نداشت..ٔ
دلباخته سفربود اماهمسفری نداشت .......
حکایت پسریست که زجر کشیده اماضجه نزده
زخم خورد ولی ناله نکرد.....
گریه کرد امااشکی نداشت .....
حکایت من حکایت کسی است که پراز فریادم اما
سکوت کردم تاهمه صداها رو بشنوند ....
دیدگاه ها (۱)

،،،،،

،،،،،،،

،،،،،،

دلتنگی هایم رو زیره بغل زده ام نشسته ام درانتظاره روزهای مبا...

#P𝗔R𝗧 : 72 #CHAPTER : 2 〖#𝗖r𝗲e𝗽y_𝗟o𝘃e〗 عـشـقِ تَـرسـنـٰاک...

Slave ♡ Season ♡ Part ۲۴۱ صدایِ لرزانِ نفس‌های خودش و ریزشِ ...

پارت ۱۴ ازدواج تحمیلی چشم‌های ا.ت سنگین بود. مثل این بود که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط