{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

(رنگین کمان عشق در دل تاریکی)

(رنگین کمان عشق در دل تاریکی)
پارت = ۴

بچه ها رفتن سر کلاس یک جو سنگین بین یاعیز و سرپ بود بچه ها هیچی نمی گفتند که یهو توانا متوجه نگاهای عجیب سرپ به خودش شد

توانا : من یه لحظه برم پیش دخترا الان میام
( اگر پارت دوم رو خونده باشین توانا پیش سرپ می نشست )

سرپ : باشه

توانا : دخترا شما ها هم متوجه نگاه های سرپ میشین ؟

لیا : آره ، منم دقت کردم ، اصلا خیلی رفتار هاش عجیب شده

الیسا : شاید تو فکر بوده متوجه نگاهش نشده

لیا: شاید

توانا: اوهوم ، امیدوارم

لیا: توانا الکی دعوا نکنیا !!!

توانا : باشه

بچه ها رفتن سر جاشون که استاد صالح اومد سر کلاس

استاد صالح: بچه ها ببخشید بابت تاخیر این جلسه می خواستم درس زنگ پیش رو ادامه بدم اما متاسفانه نشد ، بجای اون می خوام شماها برام درباره به موضوعی به دلخواه خودتون اما درسی پروژه ارائه بدین الان هم گروه هارو بهتون میگم

دنیز : استاد میشه منو با چاعان نندازین همش می خواد رئیس بازی در بیاره

چاعان : آخه جوجو رنگی من اگر نباشم که تو یک صفحه هم نمی نویسی 😂😐

دنیز : به نکته خوبی اشاره کردی 😂

استاد صالح : خوب اگر اجازه میدین من بگم گروه بندی هارو

گروه اول : دنیز ، لیا ، چاعان

گروه دوم : الیسا ، توانا، یاعیز ، سرپ

دنیز : آخه کی بنزین و آتیش رو کنار هم می‌زاره فقط خدا کنه الیسای گلم نسوزه

توانا : استاد نمیشه ما دخترا باهم باشم

الیسا : آره استاد راست میگه

استاد صالح : نه دخترم نمیشه ، شما ها باید یاد بگیرید چطوری با آدم های مختلف بتونید یکه کاری رو انجام بدی

توانا یه نگاهی به یاعیز کرد یاعیز سرش پایین بود اما معلوم بود که از اینکه با سرپ افتاده ناراحته

ولی سرپ یه لبخند زد گفت

سرپ : من که راضیم استاد کاره گروهی عالیه

چاعان : خدا بخیر بگذرونه

زنگ کلاس خورد و بچه ها با هم گروهی های خودشون رفتن برای درست کردن پروژه

الیسا : خوب موضوع چی باشه

یاعیز : هرچی می خوایین بزارین فقط من می خوام بنویسم

سرپ : نظرتون راجب (روایت قدرت ها در دل انسان)

توانا : خیلی فلسفیه ، اما خوب خوبه

لیا : پس بیاین یه کاری کنیم

چاعان : چی کار ؟

لیا : چون پروژه توانا اینا خیلی زیاده ما همگی بریم کتاب خونه باهم پروژه ها تکمیل کنیم

الیسا : ایده خیلی خوبیه

چاعان : لیا تو فوق‌العاده ای

لیا : مچکرم☺️

توانا : خوب دیگه برنامه کامل شده

آلیسا : فقط من قبلش یه کاری با دنیز و لیا دارم بعد اونجا بهتون می پیوندیم

توانا : اوکی

ادامه دارد.............
امیدوارم که خوشتون اومده باشه و حمایت یادتون نره نظراتتون رو حتما بهم بگین عشقامممم 💓🌕✨🦋💕🎀
دیدگاه ها (۴)

(رنگین کمان عشق در دل تاریکی) پارت پنجم = ۵مدرسه تموم شده بو...

(رنگین کمان عشق در دل تاریکی)پارت = ۶سرپ کتاب رو باز کرد صفح...

لیچا 🥲✨🌈💖

(رنگین کمان عشق در دل تاریکی)پارت=۳سرپ : سلام دخترا چطورین ه...

( رنگین کمان عشق در تاریکی) پارت= ۲دخترا وارد کلاس شدن استاد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط