{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زهرا به خانه و ملک الموت پشت در

زهرا به خانه و ملک الموت پشت در
از بهر قبض روح شریف پیامبر


از هیچ کس نکرده طلب اذن و ای عجب
بی اذن فاطمه ننهد پای پیش تر


با آن که بود داغ پدر سخت، فاطمه
در باز کرد و اشک فرو ریخت از بصر


یک چشم او به سوی اجل چشم دیگرش
محو نگاه آخر خود بود بر پدر


اشک حسن چکیده به رخسار مصطفی
روی حسین بر روی قلب پیامبر


دیگر نداشت جان که کند هر دو را سوار
بر روی دوش خویش به هر کوی و هر گذر


زد بوسه ها به حلق حسین و لب حسن
از جان و دل گرفت چو جان هر دو را به بر


هر لحظه یاد کرد به افسوس و اشک و آه
گاهی ز طشت و گاه ز گودال قتلگاه
دیدگاه ها (۱)

روایات بسیاری گواهی می‌دهند که معصوم را جز معصوم نمی‌تواند غ...

قصه نوزدهم: یاران امام حسین (ع) (بخش اول)

*زهرا* به خانه و ملک الموت پشت دراز بهر قبض ""روح شریف پیامب...

.⚫ بسم اللّه الرّحمن الرّحیم⚫ ..قوتت همه شب خون جگر بود حسن ...

یا رسول اللهبا غروب آفتاب تو، کعبه تا قیامت سیه پوش گشته و ز...

حرفی از یک زنِ بیمار شود می میریممادری دست به دیوار شود می م...

‏⠀السَّلامُ عَلَیکَ یا أَمیرَالمُؤمِنین (ع)ز روی زرد #علی ان...

افق دوباره به یاد حسین جامه دریدهچه روی داده که رنگ از رخ هل...

مه مبارک در ابر آرمیده بیاامید آخر دل‌های داغ‌دیده بیاقسم به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط