{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلم گرفت از این لحظه های تنهایی

دلم گرفت از این لحظه های تنهایی
ترحمی کن و بازآ، بیا بمان با من

حمید مصدق
دیدگاه ها (۱)

تو ای خاتون خواب من، منِ تن خسته را دریابمرا همخانه کن تا صب...

تا صبح در این مزرعه تاراج ملخ بود چشمان تو حتی نگران نیست م...

به غیر از بوسه کز تکرار رغبت را کند افزون کدامین قند را دیگ...

گفتی که هست چاره ی بیچارگان سفرچون چاره رفتن است، به ناچار م...

𔘓 ࣪˖:ای آفتاب تابان از نور آفتاب بسی دلنوازتر ای پاک تر از ب...

منکه در دنیا کسی👇 جـز تـو ندارم پس بمان هرچه دارم پای عشقت م...

دلم خیلی تنگ برات بیا این همه غم رو تمومش کنسوختم در غم فرا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط