{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مامانم از بیرون اومد یهو گفت: تو کتاب خاطراتت رو چاپ کردی

مامانم از بیرون اومد یهو گفت: تو کتاب خاطراتت رو چاپ کردی به من نگفتی؟! چرا منو در جریان نذاشتی؟!
بعد هم اینو داد دستم و با خنده صحنه رو ترک کرد 😐 😄
دیدگاه ها (۴)

تو فصل بهاری منم عاشق این فصل

مغز و نخاع دیده بودین تا حالا؟!وقتی میگن طرف قطع نخاع شده یع...

نحوه صحیح شارژ کردن باتری موبایل✅ هر زمان فرصت دارید، گوشی خ...

#تنهاییانسان نمی تواند به تنهایی و برای خود زندگی کند؛ این م...

من همیشه سنس بودم..😔☝🏻یادمه سال دهم، تو مدرسه یهو ناظممون با...

یادگاری از عشقp⁴درو باز کردم که با چهره نگران مامانم رو برو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط