{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یادگاری از عشق

یادگاری از عشق
p⁴
درو باز کردم که با چهره نگران مامانم رو برو شدم

سمتم اومد و بغلم کرد

ازم جدا شد و تو چشمام نگاه کرد

*دخترم خوبی کجا بودی؟

_ه...هیچی پیش دوستم بودم(خنده فیک)

*نمیخواستی یه خبر بدی

_ببخشید دیگه نشد

*خب حالا بیا شامتو بخور و بخواب

_چشم

شام رو خوردم و رفتم خوابیدم

"ویو ظهر"

مامانم رفت بیرون برای خرید که صدای در اومد

_بفرمایید

بادیگارد:از طرف آقای جئون اومدم این پولو گفت بهت بدم

_ممنون

پولو گرفتم و رفتم داخل

دقیقا اندازه همون پولی بود میخواستم

دوباره صدای در اومد

_بیا تو

*اینارو بگیر دستم شکست

_چشم چشم(خنده)

وسیله هارو گرفتم و بردم داخل آشپزخونه و سر جاش گذاشتم

"ویو کوک"

تویه اتاق بودم داشتم سیگار میکشیدم که در باز شد

+بلد نیستید...تویی

×آره خوبی

+اهوم

×از اون دختره چه خبر

+هیچی کارم باهاش تموم شد

×آها‌.‌..ولی دختر خوشگلی بود راستیییی

+شماره کارتتو دارم میزنم

×(خنده)۵۰ میلیون کاسب شدم

+آره

×راستی یادم رفت چیزی بهت بگم

+چیو؟

×نامزد هم داره

+چییییی؟

×چیه تعجب کردی

+بهم نگفتی آخه(ریلکس)

×آها یادم رفت...اسم نامزدش جیهوپه

+آهاا...وایساااا خیلی اسمش آشناس

×جیهوپه همونی که یه بار جلوت پا دراز کرد

+و رقیبم

×ساواکه؟

+تیمساره

×اوووو

+ولی من از همشون بالاترم

×بله بله میدونم
دیدگاه ها (۴)

یادگاری از عشقp⁵"ویو ا.ت"خیلی استرس دارم چند دقیقه دیگه عمل ...

یادگاری از عشقp³+التماس رو بزار وقتی زیرم داری جون میدی...به...

یادگاری از عشقp³"ویو شب"رفتیم بار که دیدیم طبق معمول روی صحن...

قرار داد پارت 9☆دیدم یه مرد قد بلند کنارم ایستاده و داره نگ...

Fate is predetermined.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط