{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو هر کجای این دنیا هم که بمانی

تو هر کجای این دنیا هم که بمانی
او به تو فکر خواهد کرد
در حال درست کردن شام مهمانی فردا شب باشی یا لباس های مدرسه ی پسرت را اتو کنی
موهای دخترکت را ببافی
و یا حتی شوهرت را عزیزم خطاب کنی
او در همه لحظه ها به تو فکر خواهد کرد
همین چند روز آخر تمام حرف هایت را بزن
برایش از آن روز بگو ک اشتباهی لیوان چایی را روی پیراهن سفیدش ریختی و به روی خودت نیاوردی
از آن تماس تلفنی عمیق که دست هایت را مشتاق تر میکرد و آن غرور لعنتی به جایت گفت ک سرما خورده ای و قدم زدن در یک روز بارانی بدون چتر حالت را بد تر می کند
این بار که برای آخرین بار گیسوانت امواج نگاهش را در خود جمع کرد
در گوشش فریاد بزن
که تو هم همان قدر عجیب و غریب دوستش داشتی
تو هم همان قدر دیوانه وار تشنه ی طعم حرف هایش بودی
بگو که چشمانش چقدر طعم بهار نارنج و امید میداد
حباب نفس هایش را خوب در ریه هایت جمع کن ..
برای آن روزی که دخترت سر میز صبحانه از معشوقه ات بپرسد
و تو فجیع تر از هر زمان دیگری
یاد لبخند هایش بی افتی و زخمت سر باز کند، چرکی شود، خون بیاید
آخر دیگر سال هاست که به جای هم آغوشی با مرد مهربان هندسه ی عشقت رسیده ای به هم خانه بودن با کسی که شب ها باید روی یک تخت با هم بخوابید
حالا که قرار است این دوستت دارم های بخار کرده روی شیشه را با دستان سرنوشت پاک کنی
یاد زنی باش که در حوالی سی سالگی به یاد یار دیرینه اش بی صدا می گرید
و به روی خودت نیاور آن زن چقدر می تواند شبیه خودت باشد ...
دیدگاه ها (۳)

پیشنهاد میکنم بخونید.اواخر شهریور بود، همه فامیل اونجا جمع ب...

مقاله ای تکان دهنده از ولفگانگ پاولی...برنده جایزه نوبل فیزی...

عشق یکی از نشئه آورترین حالات روانشناختی است که معمولا به هی...

چنین نیست که کسی بتواند امیدوار باشد با نوشتن، غمش را تسکین ...

گاهی هم به خودت سر بزنحالِ چشمهایت را بپرس و دستی به سر و رو...

با کسی نباش که هر لحظه مجبور باشی خودت را به هر اجباری لای لحظه هایش جا بدهی... با کسی باش که؛ لحظه هایش را روی مدار ِ تو تنظیم کند.. با کسی که مشغله هایش را بخاطر تو دوست داشته باشد... که تو را بخ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط