چنین نیست که کسی بتواند امیدوار باشد با نوشتن غمش را تسک
چنین نیست که کسی بتواند امیدوار باشد با نوشتن، غمش را تسکین دهد. کسی نمی تواند خود را فریب دهد که مورد نوازش و لطف حرفه اش قرار دارد.
در زندگی من روزهای یکشنبه پایان ناپذیر و خالی و خلوتی بوده است که به شدت آرزو می کردم برای تسکین تنهایی و غمم، برای مورد نوازش و لطف قرار گرفتن توسط جملات و کلمات، چیزی بنویسم. اما قادر به نوشتن یک خط هم نبوده ام. بنابراین حرفه من (نویسندگی) مرا پس زد. نخواست چیزی از من بداند. چون که این حرفه هرگز مایه تسلا و آرامش خاطر نیست. رفیق نیست. این حرفه ارباب است. ارباب شلاق زدنمان تا حد مرگ. اربابی که فریاد می زند و محکوم می کند.
| کتاب: فضیلت_های_ناچیز | ناتالیا_گینز_بورگ
در زندگی من روزهای یکشنبه پایان ناپذیر و خالی و خلوتی بوده است که به شدت آرزو می کردم برای تسکین تنهایی و غمم، برای مورد نوازش و لطف قرار گرفتن توسط جملات و کلمات، چیزی بنویسم. اما قادر به نوشتن یک خط هم نبوده ام. بنابراین حرفه من (نویسندگی) مرا پس زد. نخواست چیزی از من بداند. چون که این حرفه هرگز مایه تسلا و آرامش خاطر نیست. رفیق نیست. این حرفه ارباب است. ارباب شلاق زدنمان تا حد مرگ. اربابی که فریاد می زند و محکوم می کند.
| کتاب: فضیلت_های_ناچیز | ناتالیا_گینز_بورگ
- ۴۱۸
- ۱۷ تیر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط