{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🪶 فیکشن هزبین هتل (TV-Deer):

🪶 فیکشن هزبین هتل (TV-Deer):
✍🏻 پارت بیست و ششم:

(ادامه متن پارت قبل)
- اگه نمیخوای ازم بیشتر متنفر بشی ادامه رو نخون..
میخوام باهات صادق باشم..
من اونقدری که فکر میکنی باهوش و باحال نیستم.. نبودم..
تنها کاری که بلد بودم دروغ گفتن بود..
راجب خودم، هدفم و توانایی‌هام..
همه چیز خیلی وقت پیش شروع شد..
خب.. درحال حاضر تو این خط زمانی اون اتفاق میشه ده روز دیگه!
خیلی خوشبین و البته مضطرب بودم..
و الستور رو به عنوان یه دوست خیلی نزدیک میدیدم، ازش خواستم بهم ملحق شه و فکر میکردم اونقدری بهم نزدیک باشه که قبوله کنه..
یا نهایتا به آرومی پیشنهادمو رد کنه..
ولی..

(از اینجا به بعد دست خط واکس تغییر کرده)

بعد از شنیدن حرف من، فقط یه لحظه مکث کرد و بعدش تاجایی که تونست خردم کرد..
همینطور بهم گفت از نظر اون تو جهنم چیزی به عنوان رفاقت وجود نداره..
نمیتونستم این واقعیتو تحمل کنم که تمام این مدت تو یه رابطه یه طرفه بودم و بدون درنظر گرفتن موقعیتم، بهش حمله کردم..
اون موقع به اندازه الان قوی نبودم و اون منو زمین زد و از اون روز به بعد قسم خوردم اینکارشو جبران کنم و انتقام بگیرم..
این دقیقا همون اتفاقیه که اگه اشتباه منو تکرار کنی، برات رخ میده..
با این حال من هنوز حس لعنتیمو نسبت بهش کاملا از دست ندادم و برای جلب توجهش هرکاری کردم..
بعد مدت ها، یه نفرو پیدا کردم که گفت میتونه منو تو زمان جابجا کنه تا اشتباهمو درست کنم..
اما.. در ازاش باید چیزیو از دست میدادم.. یا چیزایی رو..
یه اشتباه بزرگ، وحشتناک و بدون راه برگشت..
روح کسایی که بعد از اون اتفاق منو از زمین بلند کردن و کشتن ورژن قدیمی خودم در ازای یه فرصت دوباره..
ولنتینو و ولوتو نجات بده، و همینطور خودت و روابطت رو با الستور..
اولین باری که دیدمت همه چیز از جلوی چشمام رد شد..
و نتونستم بهت آسیب بزنم..
اما اگه تو درحال حاضر از زمان خودت هفتاد سال جلوتری..
یعنی تا هفتاد سال اینده برای خودت خدا میشی!
و نمیخواستم شانس همچین پیشرفت بزرگی رو ازت بگیرم..
مرگ آدم فروشی مثل من اهمیتی نداره، اما تو میتونی آینده روشن تری بسازی..
و من بهت امیدوارم..
-واکس-

وینسنت ورقه رو میبنده و برای یه لحظه چیزی نمیگه، داد نمیزنه.. گریه نمیکنه..
فقط درسکوت اونجا میشینه و تو تاریکی درونش غرق میشه..

- پایان فصل اول -



باورتون میشه همزمان با گوش دادن اهنگ کشاتیک‌ایت اینو نوشتم؟🤡😂
ادامه دارع


★ بقیه پارتا:
https://wisgoon.com/c/2350057
دیدگاه ها (۱۳)

وای وای وای این ادیتتتت وایییی....🌝🌝🌝🌝🌝#اندرتیل #پاپیروس #سن...

چالش آمده است.. که..کراشاتونو رتبه بندی کنین و دلیل بدید..🌝👍...

وای این واقعا قشنگ و امیدوارکننده بود.. حسش قشنگهههه..* ته ت...

ناموسا چجوری میگید باس فایت فلان کارکتر از سنس اسونتره، خدای...

🪶 فیکشن هزبین هتل (TV-Deer):✍🏻 پارت بیست و یکم:زمان میگذره و...

خب برای شروع داستان واکس نام داستان: شکست خورده

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط