آن روز

آن روز
که چشمانِ تو...
در من نگریست...
می‌باید مُرد و باز...
می‌باید زیست...

#احمد_شاملو



دوشنبه بیست و یکم #مرداد ۱۳۹۸
ساعت بیست : بیست و نه دقیقه
۱۹۲۲
۱۹۰۶
دیدگاه ها (۱۷)

من زیستنم قصه ی مردم شده است یک تُو وسط زندگی ام گم شده است ...

ناگهان بین من و تو آن قدر فاصله💔 افتاد که نامش را می توانی ...

برای همینه که میگن تا جوون هستین، سفر کنین 😄 یکشنبه بیستم #...

چند وقت پیش رفتم کلاس نویسندگی ثبت نام کردم که یاد بگیرم بنو...

مرد هر روز دیر سر کار حاضر می شد ، وقتی می گفتند : چرا دیر م...

𝓜𝔂 𝓛𝓲𝓽𝓽𝓵𝓮 𝓡𝓸𝓼𝓮𝓶𝓪𝓻𝔂 𝓕𝓲𝓬پارت نهم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط