{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ناگهان

ناگهان
بین من و تو
آن قدر فاصله💔 افتاد
که نامش را
می توانی سفر بگذاری....

جمعه بیست و پنجم #مرداد ۱۳۹۸
ساعت یازده : چهل و دو دقیقه
۱۹۲۴
۱۹۰۸
دیدگاه ها (۱۲)

این "مراقب خودت باش" هایی که می گویم از سر عادت نیست مثل "عز...

میدانی چیست؟اصلا وجود #عید یک ضرورت استهزار و یک هم بگویی صم...

من زیستنم قصه ی مردم شده است یک تُو وسط زندگی ام گم شده است ...

آن روز که چشمانِ تو... در من نگریست... می‌باید مُرد و باز......

#رز_سفید_من#پارت_۹جیمین:مین! یونگی :ها؟ جیمین:میخوام توی مسا...

پارت21 وقتی (میدزدتت و...) #هیونجین اتاقش ساعت یازده شب ساکت...

𝙼𝚢 𝚋𝚛𝚘𝚝𝚑𝚎𝚛'𝚜 𝚏𝚛𝚒𝚎𝚗𝚍 𝟮 _۱۱ شب شده بود، این چند ساعت هم برای س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط