{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نقش آغوشت ڪشیدم

نقش آغوشت ڪشیدم
اتفاق افتاد عشق

بوسہ هاے داغ چیدم
اتفاق افتاد عشق

هر چہ از زلفِ پریشانت
پریشان تر شدم

چون بہ چشم تو رسیدم
اتفاق افتاد عشق...
دیدگاه ها (۱)

آن شبکہ دلے بود،بہ میخانہ نشستیمآن توبہ ے صد سالہ،بہ پیمانہ ...

از سر زلف تو پیداست که "سر" می خواهیاز فروپاشی یک شهر خبر می...

گفتا چه کسی بود تو را شعر بیاموخت؟! گفتم: به خدا زلف تو و نا...

اے پناهِ دلِ شیدائے من.ظهر.بخیرعشقِ تو مونسِ تنهائے من .ظهر....

گفته بودمکه به خوبان ندهم هرگز دلباز چشمم به تو افتادو گرفتا...

تو را به نرمیِ یک گُـل به سینه چسباندم🌸اگر چه نیـتِ من بوسـه...

چه بی رحمانه گرم است تابستانِ آغــوش تُـــــو،،وقتـــــــیبہ...

#سلام_امام_زمانم🌹#صبحت_بخیر_امام_مهربانم💓🌷 گل نرگس چه شود بو...

عاشقانه های شبنم

عشق من...تو بهترین اتفاق قلبمی ... ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ نمیدونم ...

هرچه پاکتر باشی کودکان حیوانات

حضرت یار

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط