{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ویوت

ویو/ت
مثل همیشه با آلارم گوشی از خواب بیدار شدم ساعت هفت صبح بود ساعت ۱۰باید میرفتم کافه ای که کار می‌کنم از تختم بلند شدم رفتم یه دوش ۱۰دیقه‌ی گرفتم و بعد رفتم یه لباس پوشیدنم چون گارسون بودم باید لباس مخصوص می‌پوشیدم یکم کوتاه بود ولی مجبور بودم که بپوشمش صبحانه نخوردم به جاش ی شیرموز خوردم چون دیر شده بود ای وای آرایشم یادم رفت سریع یه آرایش ساده کردم رفتم کیلید خونه رو برداشتم کردم تو کیفم رفتم بیرون چون مسیر خونم تا کافه نزدیکه با پا میرم از شانس بدم مدیر کافه امده بود یک ساعت تو سرم قر قر کرد بعد کارمو شروع کردم ساعت ۱۰شب بود باید می‌رفتم خونه تا می‌خاستم ظرفو ببرم بزارم پیش مشتری هواسم نبود ریخت روی یه مشتری مرد بود خیلی خوش هیکل بود همینطور جذاب


مرده:
(گیج نشین من منظورم جونکوکه)چته کوری جلو را تو ببین

ا/ت:
ب.. ببخشید هواسم نبود

مرده:
تا می‌خاستم سیلی بهش بزنم سورتشو آورد بالا خیلی خوشگل بود دلم نیومد برا همین هولش دادم رفتم سرویس بهداشتی

ویو ا/ت:
مرده هولم داد کلم خورد رو میز یکم دردم گرفت بعد رفتم که شیشه ها رو جم کنم دیدم مدیر کافه اومد گفت:

مدیر:
نمیخاد جم کنی برو بیمارستان سرت داره خون میاد

ویو ا/ت:
از جمله‌ای که مدیر گفت شکه شدم دست زدم به سرم دیدم داره خون میاد سریع یه رفتم وسایلمو ورداشدم رفتم خونه حوصله نداشتم برم بیمارستان رفتم کمک های اولیه رو برداشتم یه خدارا شکر زخمم خیلی عمیق نبود پانسمانش کردم بعد یه لباس راحتی پوشیدمو خوابیدم سیاهی

ویو کوک:
رفتم سرویس بهداشتی بعد یکم آب زدم به لباسم چه شانسی دارم بعد دو ماه اومدم بیرون لباسم ریده شد رفتم بیرون اون گارسونه دست پا چولوفتی نبود رفتم خونه همین که رفتم تو خونه

_________________________________________
ادامه بدم یا نه 😅😅
دیدگاه ها (۰)

فقط آرمی واقعی

آره دیگه

Part ۷

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط