پارت چهارم
پارت چهارم
---
همهچی توی چند ثانیه اتفاق افتاد.
آریما کانا دندوناشو روی هم فشار داد،
فرمانو چرخوند و گاز رو تا ته گرفت.
هدف مشخص بود—
**ماشین اکانه.**
اکانه از آینه بغل فهمید.
خیلی دیر نبود… ولی خیلی هم زود نبود.
درست همون لحظه—
💥 **بووووم!**
از سمت چپ،
ماشین سفید یاشیرو با شدت وحشتناکی کوبید به ماشین آریما.
صدای برخورد مثل انفجار توی پیست پیچید.
ماشین آریما چرخید،
کنترل از دست رفت—
و در کسری از ثانیه،
ماشین اکانه هم توی این آشوب کشیده شد وسط.
🚗💥🚗
هر دو ماشین با هم برخورد کردن و—
**شووووت!**
آریما و اکانه هر دو از ماشینها پرت شدن بیرون،
روی آسفالت داغ غلت خوردن
و پیست برای چند ثانیه
کاملاً ساکت شد.
پرچم قرمز بالا رفت 🚩
تماشاگرها جیغ کشیدن.
گزارشگر با صدای لرزون گفت:
«این… این دیگه مسابقه نیست… فاجعهست!»
یاشیرو توی ماشینش خشکش زده بود.
دستاش میلرزید.
زیر لب فقط گفت:
«من… نمیخواستم…»
و دوربین،
روی صورت بیحرکت اکانه زوم کرد—
چشمهاش نیمهباز
و لبخند محوی که معلوم نبود
از درد بود…
یا از این که **جنگ بالاخره به اوجش رسیده
---
همهچی توی چند ثانیه اتفاق افتاد.
آریما کانا دندوناشو روی هم فشار داد،
فرمانو چرخوند و گاز رو تا ته گرفت.
هدف مشخص بود—
**ماشین اکانه.**
اکانه از آینه بغل فهمید.
خیلی دیر نبود… ولی خیلی هم زود نبود.
درست همون لحظه—
💥 **بووووم!**
از سمت چپ،
ماشین سفید یاشیرو با شدت وحشتناکی کوبید به ماشین آریما.
صدای برخورد مثل انفجار توی پیست پیچید.
ماشین آریما چرخید،
کنترل از دست رفت—
و در کسری از ثانیه،
ماشین اکانه هم توی این آشوب کشیده شد وسط.
🚗💥🚗
هر دو ماشین با هم برخورد کردن و—
**شووووت!**
آریما و اکانه هر دو از ماشینها پرت شدن بیرون،
روی آسفالت داغ غلت خوردن
و پیست برای چند ثانیه
کاملاً ساکت شد.
پرچم قرمز بالا رفت 🚩
تماشاگرها جیغ کشیدن.
گزارشگر با صدای لرزون گفت:
«این… این دیگه مسابقه نیست… فاجعهست!»
یاشیرو توی ماشینش خشکش زده بود.
دستاش میلرزید.
زیر لب فقط گفت:
«من… نمیخواستم…»
و دوربین،
روی صورت بیحرکت اکانه زوم کرد—
چشمهاش نیمهباز
و لبخند محوی که معلوم نبود
از درد بود…
یا از این که **جنگ بالاخره به اوجش رسیده
- ۱۹۵
- ۲۰ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط