#ارباب_من
#ارباب_من
#پارت_سه
اون نامجون بزرگترین مافیا بعد جونگ کوک بود
ا/ت خیلی ترسیده بود و میلرزید ولینامجون گفت
نامجون گفت نترس من قراره تو رو به یکی بفروشم و در عوض یک دختر خوشگل میگیرم ازش😏
ا/ت ترسیده التماس میکردی ولی اون یهو عصبی شد و سیلی محکمی زد به ا/ت
چند دقیقه بعد دم عمارت اشنا بودکه یهو جئون جونگ کوک اومد
ا/ت خشکش زد که یهو با صدای جونگ کوک به خودش اومد
جونگ کوک: هی تو چرا با نامجونیییی
ا/ت: م.م.منو زوری اوردنم(لکنت)
جونگ کوک: نامجون بیا هر کدوم یخوای بردار ببر
نامجون: باشه ولی با این دختر نصبتی داری؟
جونگ کوک: اره دختر عمومه حالا زود باش تا نظرم عوض نشده
نامجون: باشه
نامجون یکی از دختر ها رو برد و ا/ت گزاشت
جونگ کوک: چرا چند روزه خونه عمو نیستی تو
ا/ت همه چیز رو گفت و کوک گفت میتونی فعلا پیش من باشی اما بجاش میتونی یکم توی کارا کمک کنی؟
ا/ت قبول کرد و کوک بردش پیش اجوما تا همه چیز قوانین و چیزای دیگه رو بگه و اتاقش نشون بده
وقتی رفتن....
شرایط:
۲۰ ریکت
۱۰ ناشناس
https://abzarek.ir/service-p/msg/4836033
#اد_کوک
پایان فعالیت💋✌🏻
#پارت_سه
اون نامجون بزرگترین مافیا بعد جونگ کوک بود
ا/ت خیلی ترسیده بود و میلرزید ولینامجون گفت
نامجون گفت نترس من قراره تو رو به یکی بفروشم و در عوض یک دختر خوشگل میگیرم ازش😏
ا/ت ترسیده التماس میکردی ولی اون یهو عصبی شد و سیلی محکمی زد به ا/ت
چند دقیقه بعد دم عمارت اشنا بودکه یهو جئون جونگ کوک اومد
ا/ت خشکش زد که یهو با صدای جونگ کوک به خودش اومد
جونگ کوک: هی تو چرا با نامجونیییی
ا/ت: م.م.منو زوری اوردنم(لکنت)
جونگ کوک: نامجون بیا هر کدوم یخوای بردار ببر
نامجون: باشه ولی با این دختر نصبتی داری؟
جونگ کوک: اره دختر عمومه حالا زود باش تا نظرم عوض نشده
نامجون: باشه
نامجون یکی از دختر ها رو برد و ا/ت گزاشت
جونگ کوک: چرا چند روزه خونه عمو نیستی تو
ا/ت همه چیز رو گفت و کوک گفت میتونی فعلا پیش من باشی اما بجاش میتونی یکم توی کارا کمک کنی؟
ا/ت قبول کرد و کوک بردش پیش اجوما تا همه چیز قوانین و چیزای دیگه رو بگه و اتاقش نشون بده
وقتی رفتن....
شرایط:
۲۰ ریکت
۱۰ ناشناس
https://abzarek.ir/service-p/msg/4836033
#اد_کوک
پایان فعالیت💋✌🏻
- ۱۳۷
- ۱۰ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط