{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرگ اجباری

مرگ اجباری
پارت ۲

با دیدن عمارت رو به روم دهنم پنج متر باز مونده بود
بعد ۱۰ ثانیه خودمو جم و جور کردم
و به سمت در عمارت حرکت کردن
زنگ در رو زدم و یکی در رو باز کرد رفتم داخل امارت
یا پشم چقدر بزرگه (تو ذهنش گفت)
یه خدمه اومد و گفت : کاری داشتید؟
+بله برای کار اومدم
خدمه : پس با من بیا
خدمه منو برد داخل عمارت
و رفتیم طبقه بالا پیش یه در ایستاد در هم خیلی با کلاس بود ، در زد صدای یه نفر بلد شد که گفت : چیه
خدمه گفت : ارباب کسی برای کار به اینجا آمده
صدا هه : بفرستش تو
بعد خدمه درو باز کرد منو هل داد تو
وقتی وارد شدم شش نفر رو دیدم که روی مبلا نشستن، یکی شو گفت : خوب بچه ها اینم عروسک جدیدمون
متوجه منظورش نشدم
ولی پنج‌تای دیگه زدن زیر خنده
یکیشون رو به من گفت : چه کارایی بلدی
+ آقا تمام کارای یه خونه رو بلدم انجام بدم
یکی دیگه گفت : خوب تا کلاس چندوم خوندی ؟
چه سوال مسخره ای اما باید جوابدم ( تو ذهنش گفت )
+خوب من تا پنجم
همون آقاهه (منظورش جونگکوک ، بچه ها دیگه با اسماشون میگم)
#علامت کوک
#چرا آنقدر کم ؟
+آقا چون وضعیت مالی خوبی نداشتیم
یکی دیگه گفت ( شوگا)
@علامت شوگا
@قبوله استخدامی ولی ما قانونایی هم داری
از اینکه استخدام شدم خوشحال شوم ولی منظورش از قانون چی بود ؟
💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜
خوب اینم پارت دو
چند نفر واقعاً خیلی انگیزه دادن بهم منم اینو نوشتم پارت بعدی هم دارم مینویسم 💜💋
دیدگاه ها (۰)

مرگ اجباری پارت ۳از اینکه استخدام شدم خوشحال شدم ولی منظورش ...

خب گفته بودم ۱۵ تایی شدیم یه پست میزارم هر سوالی داشتید بپرس...

مرگ اجباری قسمت اول ویو اتاز خواب بیدار شدم به گوشیم نگاه کر...

بچه ها اگه کم همایت کنین فیکو قطع میکنم از الان گفته باشم یک...

رمان شروع دوباره پارت۱

« ادامه ی پارت 1»یه اسنپ گرفتم و تمام وسیله ها رو گذاشتم توی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط