شبی آخر ز کوی تو روم آهسته آهسته
شبی آخر ز کوی تو روم آهسته آهسته
غم عشقت ولی باخود برم آهسته آهسته
نمیدانی تواحوالم تویی که خفته ای خفته
چه سودایی شبانگاهان دهم آهسته آهسته
مثال شمع میسوزددلم یک ذره یک ذره
فدای توزسرتاپاشوم آهسته آهسته
قدم نه روی مژگانم ولی پیوسته پیوسته
سرم راجای
پای تونهم آهسته آهسته
ندارم تاب هجرانت بیاپیش من خسته
به زلفت شانه بامژگان زنم آهسته آهسته
به بالینم بیاامشب بیادراین شب آخر
به موهایت نوازش کن تنم آهسته آهسته
توحتی لحظه ای جانانرفتی ازخیال من
کسی که رفته ازیادت منم آهسته آهسته
برای مقدمت جانم بودیک تحفه ناچیز
بیاجانم بگیراما صنم آهسته آهسته
غم عشقت ولی باخود برم آهسته آهسته
نمیدانی تواحوالم تویی که خفته ای خفته
چه سودایی شبانگاهان دهم آهسته آهسته
مثال شمع میسوزددلم یک ذره یک ذره
فدای توزسرتاپاشوم آهسته آهسته
قدم نه روی مژگانم ولی پیوسته پیوسته
سرم راجای
پای تونهم آهسته آهسته
ندارم تاب هجرانت بیاپیش من خسته
به زلفت شانه بامژگان زنم آهسته آهسته
به بالینم بیاامشب بیادراین شب آخر
به موهایت نوازش کن تنم آهسته آهسته
توحتی لحظه ای جانانرفتی ازخیال من
کسی که رفته ازیادت منم آهسته آهسته
برای مقدمت جانم بودیک تحفه ناچیز
بیاجانم بگیراما صنم آهسته آهسته
- ۸۲۸
- ۲۶ آبان ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط