{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در کافه‌ی تنهایی امشب بی قرارم...

در کافه‌ی تنهایی امشب بی قرارم...
سهمم فقط فنجانی است از انتظارم!

طعم گس غم بی تو در کامم نشسته...
در هاله‌ای از غصه و دود و غبارم!

یک جرعه می‌نوشم خیالت را... که شاید
در خاطراتم لحظه‌ای باشی کنارم!

بغضم دوباره خیس و سرما در وجودم...
می‌بارم و مانند ابری در بهارم...

لرزیدن دستم شده مهمان من تا...
در خود فرو ریزم به دست روزگارم!

حتی نگاه "کافه‌چی" می‌گوید انگار:
بی تو به مرگ دلخوشی‌هایم دچارم...!
دیدگاه ها (۷)

امروز هرگاه خواستید کلمه ای ناخوشایند به زبان آوریدبه کسانی ...

بعضی ها را نوشتم ؛شعر شدند!بعضی ها را نتوانستم بنویسم ،اشک ش...

شده عشقی به دلت باشد و انکار کنییا که از بـودن او در دلت اقـ...

دیوانه نمودم دل فرزانه خود رادر عشق تو گفتم همه افسانه خود ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط