{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اگه همپرسه ی بادم...اگه آواره ترینم...آخه فرصتی نداشتم فص

اگه همپرسه ی بادم...اگه آواره ترینم...آخه فرصتی نداشتم فصل پروازو ببینم....دست بی رحم زمونه...منو تا اینجا کشونده....قصه ی زندگی من هنوزم نخونده مونده....نقش من میون قصه....فقط آواره شدن بود....صفحه ی سیاه تقدیر....زندگی نامه ی من بود
دیدگاه ها (۱)

ﺁﻧﮑـــــــــﺲ ﮐﻪ ﺭﻓﺘﻨـــــﯿﺴﺖﺑﮕـــــــــــﺬﺍﺭ ﺑﺮﻭﺩﺍﻟﺘـــــــ...

ﺗﻨﻬﺎ ﭼﯿﺰﯼ ﮐﻪ ﻃﻌﻤﺶ ﻫﯿﭻ ﻭﻗﺖ ﻋﻮﺽ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﺩ ...ﺟﺪﺍﯾﯿﺴﺖ.ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺗﻠﺦِ ...

تنها ترین تنها منمسرگشته و رسوا منمآه ای فلک ای آسمانتا کی س...

ﺳــَﺮ ﺑﻪ ﻫــَﻮﺍ ﻧﯿﺴﺘـﻢ ﻫﺎ ؛ﺍﻣــﺎ ﻫﻤﯿﺸــﻪ ﭼﺸــﻢ ﺑﻪ ﺁﺳﻤـﺎﻥ ﺩﺍﺭ...

فصل دوم: طعمِ تلخِ تظاهرا/ت به درِ بسته‌ی حمام خیره ماند. صد...

پارت ۵۱:حقیقت تاریک(یونگ شی)به صفحه ی شطرنج روبه روم خیره شد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط