{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بیشتر مردم زندگی نمی‌کنند ،

بیشتر مردم زندگی نمی‌کنند ،

فقط باهم مسابقه دو گذاشته اند.

می‌خواهند به هدفی در افق دوردست برسند ،

ولی در گرماگرم رفتن ،

آنقدر نفس شان بند می‌آید و نفس نفس می‌زنند که چشم شان زیبایی‌ها و آرامش سرزمینی را که از آن می‌گذرند ، نمی‌بینند و بعد یک وقت چشم شان به خودشان می‌افتد و می‌بینند پیر و فرسوده هستند

و دیگر فرقی برایشان نمی‌کند،

به هدف شان رسیده اند یا نرسیده اند
دیدگاه ها (۲)

دراین عصر دل انگیز دعا میکنم مرغ آمین بیاید و بر آرزوهایتان...

دلم حیاط خانه ی پدر بزرگ را می خواهد...عصر یک روز بهاری که ب...

خدایادرسومین روزرمضانمیخواهم پاهایےاستواردستهایےدهندهجانےسال...

لبخنـد خدا در نفس ِصبح عیــان استبگذار خــدا دست به قلبت بگـ...

مانیفستِ بهرام محمدیبازتعریفِ «لاکچری» در هندسهٔ ذهن۳۷. لاکچ...

مانیفستِ بهرام محمدیبازتعریفِ «لاکچری» در هندسهٔ ذهن۳۷. لاکچ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط