*عشق غریبه*

*عشق غریبه*
p:1
هاییییی ا.ت هستم وکیل یک شرکتم و ۲
ساله با یونگی تو رابطم و ۲۴ سالمه
___________________________________________
هاییی یونگی هستم رییس یک شرکت ۲ ساله با ا.ت تو رابطم و ۲۹ سالمه
__________________________________________
(ویو ا.ت)
امروز برای کار های شرکت ساعت ۷:۳۰ بیدار شدم رفتم دوش ۱۰ مین گرفتم بعد روتین صبح و بعد از حمام رو انجام بعد رفتم صبحونه خوردم بعد لباسمو پوشیدم سوار ماشین شدم رسیدم به شرکت تا اومدم برم سره میزم منشی اومد
منشی:رییس گفته برین پیشش
ا.ت:بهت نگفت برای چی؟
منشی:نه
اوت:باشه مرسی
(ویو یونگی)
دلم خیلی برای ا.ت تنگ شده بود باید میدیدمش من به منشی گفتم بهش بگه بعد رفتم ساعت ۸:۰۰ بود هنوز نیومده
(ویو ا.ت)
رفتم تا دمه در اتاق رییس در زدم و رفتم داخل
یونگی:به به ا.ت خانوم میخواستی نیا به ما نگفتی؟
ا.ت:یونگی بسه شوخی چیکارم داری؟
یونگی:باشه باشه بیا پیشم
دیدگاه ها (۱۲)

سرنوشت پارت (۱۲)

وقتی بهمون میگم «بیبی»و ما همونطور که دوتامون روی تختیم و می...

رمان: رفتار سرد .

پارت ۱ :ویو ا/ت : سلام من ا/ت هستم دختر یه خانواده ی پولدار ...

True Love②④ا/تا/ت: امیدوارم دیگه هیچوقت نبینمت تهیونگ: مراقب...

تک پارتی جیهوپوقتی جیهوپ سرما میخورها/ت: الان دو تا سه روزی ...

یونگی ویوکانگ لی رفت بیرون معلوم بود ا/ت میخواد گریه کنه آخی...

p2 Only Patient

چند پارتـــــــــــــــ🖤ـــــــــــوقتی باهات بد حرف میزنهــ...

Forbidden love①(عشق ممنوعه) تق تق تقا/ت: کیهچانی: چطوری کوچو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط