عشق غریبه
*عشق غریبه*
p:2
یونگی:باشه باشه بیا پیشم
رفتم پیشش و دستم رو گرفت منو نشوند روی پاش
(ویو یونگی)
دستشو گرفتم و و نشوندمش روی پام و و با موهاش بازی میکردم تا
ا.ت:دلم برات تنگ خیلی تنگ شده بود ددی
یونگی:بیبی امشب بیا پیش من خونه
ا.ت:باشه عشقم
وقتی اومدم خودکارمو بردارم دیدیم یکی مثلی گاو سرشو انداخت پایین اومد داخل(فقط فیک)
جیمین بود ا.ت از روی پام بلند شد و با اشاره به ا.ت گفتم بره بیرون
(ویو ا.ت)
یونگی دستمو بشگون گرفتبرم بیرون رفتم بیرون واییی وحشی(هوووو از خودتم باشه)رفتم سر میزم دستم قرمزه لعنت کرمبرداشتم زدمبه دستم بعد رفتم سر کارام ولی اون پسر من یک جا دیدیه بودم وایسا نه نه نه انکان نداره
(ویو جیمین)
اون دختر کی بود آهان فکر کنم دوست دختر یونگی بود اره گفته بود دربارش قیافش خیلی آشنا بود
یونگی:جیمین جیمین
جیمین:بله؟
یونگی:تو فکر چیزی شده؟
جیمین:آره با این دختره کجا آشنا شدی
یونگی:به تو چه
جیمین:دوست صمیمیتم بگو
یونگی:تو همین جا وکیل شرکت و خودمه چطور؟
جیمین:این خانم پارک هست؟
یونگی:اره خب
جیمین:آهان(زیر لب)
جیمین:من برم
یونگی:باشه
(ویو یونگی)
چرا امروز همه عجیب شدن اون از ا.ت و اینم از جیمین بخیر کنه بقیه رو رفتم داخل شرکت داشتم راه میرفتم که دیدیم ا.ت .....
p:2
یونگی:باشه باشه بیا پیشم
رفتم پیشش و دستم رو گرفت منو نشوند روی پاش
(ویو یونگی)
دستشو گرفتم و و نشوندمش روی پام و و با موهاش بازی میکردم تا
ا.ت:دلم برات تنگ خیلی تنگ شده بود ددی
یونگی:بیبی امشب بیا پیش من خونه
ا.ت:باشه عشقم
وقتی اومدم خودکارمو بردارم دیدیم یکی مثلی گاو سرشو انداخت پایین اومد داخل(فقط فیک)
جیمین بود ا.ت از روی پام بلند شد و با اشاره به ا.ت گفتم بره بیرون
(ویو ا.ت)
یونگی دستمو بشگون گرفتبرم بیرون رفتم بیرون واییی وحشی(هوووو از خودتم باشه)رفتم سر میزم دستم قرمزه لعنت کرمبرداشتم زدمبه دستم بعد رفتم سر کارام ولی اون پسر من یک جا دیدیه بودم وایسا نه نه نه انکان نداره
(ویو جیمین)
اون دختر کی بود آهان فکر کنم دوست دختر یونگی بود اره گفته بود دربارش قیافش خیلی آشنا بود
یونگی:جیمین جیمین
جیمین:بله؟
یونگی:تو فکر چیزی شده؟
جیمین:آره با این دختره کجا آشنا شدی
یونگی:به تو چه
جیمین:دوست صمیمیتم بگو
یونگی:تو همین جا وکیل شرکت و خودمه چطور؟
جیمین:این خانم پارک هست؟
یونگی:اره خب
جیمین:آهان(زیر لب)
جیمین:من برم
یونگی:باشه
(ویو یونگی)
چرا امروز همه عجیب شدن اون از ا.ت و اینم از جیمین بخیر کنه بقیه رو رفتم داخل شرکت داشتم راه میرفتم که دیدیم ا.ت .....
- ۴.۸k
- ۲۸ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط