بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله الرحمن الرحیم
پاسخ قسمت سوم :
یعنی این دنیای فانی و این سفر کوتاه به پایان میرسد، معادی برپا میشود و همه در محشر کبری، در محضر او حاضر می شویم؛ او پروندۀ اعتقادات و عملکردهای ما را به خودمان نشان میدهد، از آنها به ما خبر میدهد - حقیقت اعمال را به ما نشان میدهد، و حتی کتاب اعمال را به خودمان میدهد و میفرماید: اقْرَأْ كِتَابَكَ كَفَى بِنَفْسِكَ الْيَوْمَ عَلَيْكَ حَسِيبًا - كتابت را بخوان! كافی است كه امروز خود حسابگر خود باشی. (سوره اسراء آیه 14)
و سپس هر کدام را به عاقبت اعتقادات، مواضع و عملکردها میرساند.
قیامت، مواقفی دارد. در یک موقف، مردمان به سه گروه کلّی تقسیم می شوند :
گروه اول را پیشی گیرندگان تشکیل می دهند که آنها مقربان میباشند: وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ -(سوره واقعه آیه 10)
أُولَئِكَ الْمُقَرَّبُونَ .(سوره واقعه آیه 11)
گروه دوم را اهل ایمان تشکیل می دهند که وجودشان سرشار از یُمن وبرکت بوده است:وَأَصْحَابُ الْيَمِينِ مَا أَصْحَابُ الْيَمِينِ .(سوره واقعه آیه 27)
و گروه سوم را اهل شئامت و زشتی و بدی تشکیل میدهند: وَأَصْحَابُ الشِّمَالِ مَا أَصْحَابُ الشِّمَالِ .(سوره واقعه آیه41)
یکی شدن با خدا : بدیهی است که هیچ مخلوقی، هیچگاه با خالق خود یکی نمیشود؛ و هیچ مملوکی با مالک خود و هیچ مربوبی با ربّ خود، یکی نمیشود. خداوند سبحان، جسم ندارد که کسی در آن حلول کند؛ واحد، احد، صمد و بیمانند میباشد. او هستی و کمال محض است، لذا نه چیزی به او اضافه میشود و نه چیزی از او کم میشود!
وجود مادی ومعنوی جسمی و روحی انسان، چیزی نیست جز تجلی اسمای إلهی؛ و انسان میتواند و باید بکوشد که در صراط مستقیم حرکت کند و با بندگی خالصانۀ او،حجابهای ظلمانیِ من و منیّت و هوای نفس را کنار بزند و جز او را نبیند و نخواهد؛ هرچه بیشتر به این کمال برسد، بیشتر مظهر اسمای إلهی می گردد؛ تا جایی که خلیفة الله میشود، یعنی جانشین خدا میگردد، نه جایگزین او. به جایی می رسد که دستش ید الله و چشمش عین الله میشود.
حدیث قدسی :
پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله، در حدیث قدسی، از سوی حق تعالی، در آثار وبرکات نوافل کارهای نیکویی که واجب نیست، و از جمله آنها نمازهای نافله میباشد. فرمودند: لا يَزالُ عبدي يَتَقرَّبُ إلَيَّ بالنَّوافِلِ حتّى اُحِبَّهُ، فَأكونَ أنا سَمعَهُ الذي يَسمَعُ بهِ، و بَصَرَهُ الذي يُبصِرُ بهِ، و لِسانَهُ الذي يَنطِقُ بهِ، و قَلبَهُ الذي يَعقِلُ بهِ، فإذا دَعاني أجَبتُهُ، و إذا سَألَني أعطَيتُهُ - بندهام به وسيله نوافل،پيوسته خود را به من نزديك مىگرداند، تا جايى كه دوستدارش مىشوم. پس من گوش او مىشوم كه بدان بشنود، و چشم او مىشوم كه بدان ببيند، و زبان او مىشوم كه بدان سخن گويد، و قلب او مىشوم كه بدان تعقّل ورزد، هرگاه مرا بخواند، پاسخش دهم و هر گاه از من چيزى بخواهد، عطايش كنم.(كنز العمّال: 1155)
این یعنی: صِبْغَةَ اللَّهِ - رنگ خدایی - این یعنی:فَناء فِی الله، نه این که انسان در ذات خدا حلول میکند و با او یکی میشود!(پایان)
پاسخ قسمت سوم :
یعنی این دنیای فانی و این سفر کوتاه به پایان میرسد، معادی برپا میشود و همه در محشر کبری، در محضر او حاضر می شویم؛ او پروندۀ اعتقادات و عملکردهای ما را به خودمان نشان میدهد، از آنها به ما خبر میدهد - حقیقت اعمال را به ما نشان میدهد، و حتی کتاب اعمال را به خودمان میدهد و میفرماید: اقْرَأْ كِتَابَكَ كَفَى بِنَفْسِكَ الْيَوْمَ عَلَيْكَ حَسِيبًا - كتابت را بخوان! كافی است كه امروز خود حسابگر خود باشی. (سوره اسراء آیه 14)
و سپس هر کدام را به عاقبت اعتقادات، مواضع و عملکردها میرساند.
قیامت، مواقفی دارد. در یک موقف، مردمان به سه گروه کلّی تقسیم می شوند :
گروه اول را پیشی گیرندگان تشکیل می دهند که آنها مقربان میباشند: وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ -(سوره واقعه آیه 10)
أُولَئِكَ الْمُقَرَّبُونَ .(سوره واقعه آیه 11)
گروه دوم را اهل ایمان تشکیل می دهند که وجودشان سرشار از یُمن وبرکت بوده است:وَأَصْحَابُ الْيَمِينِ مَا أَصْحَابُ الْيَمِينِ .(سوره واقعه آیه 27)
و گروه سوم را اهل شئامت و زشتی و بدی تشکیل میدهند: وَأَصْحَابُ الشِّمَالِ مَا أَصْحَابُ الشِّمَالِ .(سوره واقعه آیه41)
یکی شدن با خدا : بدیهی است که هیچ مخلوقی، هیچگاه با خالق خود یکی نمیشود؛ و هیچ مملوکی با مالک خود و هیچ مربوبی با ربّ خود، یکی نمیشود. خداوند سبحان، جسم ندارد که کسی در آن حلول کند؛ واحد، احد، صمد و بیمانند میباشد. او هستی و کمال محض است، لذا نه چیزی به او اضافه میشود و نه چیزی از او کم میشود!
وجود مادی ومعنوی جسمی و روحی انسان، چیزی نیست جز تجلی اسمای إلهی؛ و انسان میتواند و باید بکوشد که در صراط مستقیم حرکت کند و با بندگی خالصانۀ او،حجابهای ظلمانیِ من و منیّت و هوای نفس را کنار بزند و جز او را نبیند و نخواهد؛ هرچه بیشتر به این کمال برسد، بیشتر مظهر اسمای إلهی می گردد؛ تا جایی که خلیفة الله میشود، یعنی جانشین خدا میگردد، نه جایگزین او. به جایی می رسد که دستش ید الله و چشمش عین الله میشود.
حدیث قدسی :
پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله، در حدیث قدسی، از سوی حق تعالی، در آثار وبرکات نوافل کارهای نیکویی که واجب نیست، و از جمله آنها نمازهای نافله میباشد. فرمودند: لا يَزالُ عبدي يَتَقرَّبُ إلَيَّ بالنَّوافِلِ حتّى اُحِبَّهُ، فَأكونَ أنا سَمعَهُ الذي يَسمَعُ بهِ، و بَصَرَهُ الذي يُبصِرُ بهِ، و لِسانَهُ الذي يَنطِقُ بهِ، و قَلبَهُ الذي يَعقِلُ بهِ، فإذا دَعاني أجَبتُهُ، و إذا سَألَني أعطَيتُهُ - بندهام به وسيله نوافل،پيوسته خود را به من نزديك مىگرداند، تا جايى كه دوستدارش مىشوم. پس من گوش او مىشوم كه بدان بشنود، و چشم او مىشوم كه بدان ببيند، و زبان او مىشوم كه بدان سخن گويد، و قلب او مىشوم كه بدان تعقّل ورزد، هرگاه مرا بخواند، پاسخش دهم و هر گاه از من چيزى بخواهد، عطايش كنم.(كنز العمّال: 1155)
این یعنی: صِبْغَةَ اللَّهِ - رنگ خدایی - این یعنی:فَناء فِی الله، نه این که انسان در ذات خدا حلول میکند و با او یکی میشود!(پایان)
- ۴۵
- ۰۹ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط