یه رفیق داشتیم خیلی مذهبی بود
یه رفیق داشتیم خیلی مذهبی بود
یه بار میخواست بیاد خونمون
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
انقد دم در گفت یالله ...
که آخرش بابام داد زد :
پدرسگ بیا تو دیگه ! منم چادر سرمه !
یه بار میخواست بیاد خونمون
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
انقد دم در گفت یالله ...
که آخرش بابام داد زد :
پدرسگ بیا تو دیگه ! منم چادر سرمه !
- ۱.۱k
- ۲۷ تیر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط