{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

love you so much

love you so much
پارت3

+آتی پاشو پاشو شبه.

-چی میگی... بزار بخوابم ساراا

تا اومدم باز سعی کنم بیدارش کنم

دیدم از تلویزیون دارن اخبار اکسو رو نشون میدن

تند رفتم تو سالن صدا تلویزیونو زیاد کردم...

میگفت که '' قراره فردا برن به سمت توکیو ژاپن''

تا این خبرو گفتن دیدم آتیم اومده نشسته رو مبل داره اخبارو گوش میکنه

-اوووه.. ینی کنسرت فردا اینجا کنسل!

رومو برگردوندم طرفش رفتم کنارش نشستم رو مبل

+.. بالاخره زودی میان که فقط تا پس فرداس..

-ولی من میخوام ببینمشون تو فرودگاه..

+منم پس فردا باید زود بلند شیم گفت ساعت 10 حرکت میکنن

-آره... ولی بیا الان بریم یه گشتی بزنیم

+اوهوم منم حوصلم سررفته ولی بریم کجا؟

چند دقیقه تو فکر بودیم که بریم کجاهای شهر
که یهو باهم بلند جیغ زدیم

'' اس ام وورلد^^''.

انگشتان لایکمون برای هم بالابردیم

و رفتیم تو اتاق سریع که آماده شیم بعد ربع ساعت هردوتامون آماده شدیم

من طبق معمول پالتو توسی قرمزمو با شال گردن توسیم و کلاهه کپه قرمو

سرم کردم.. آتیم که مثه همیشه تیپا جلفه اسپرتش سویشرت مشکی که یه حرف
انگلیسی با پولک تزئین شده روش بود و زیپ دار و کلاهه کپه مشکی..

........

از ویلا اومدیم بیرون

و یه تاکسی گرفتیم..... حدود نیم ساعت بالاخره جلو اس ام ورلد ترمز کرد
کرایه رو دادیمو دست همو گرفتیم رفتیم داخلش

تصمیم گرفتیم که اول بریم طبقه دومش که کلی لباسو تیشرتو سویشرت داشت

یکی از اون سویشرتا مشکی کلاه دار که پشتش نوشته شده بود '' Kai''
و برداشتم

و آتیم همون سویشرت سفید که پشتش روش نوشته بود' 'Baekhyun' ' و برداشت

پولشون حساب مردیم رفتیم طبقه سومش که کلی دستبند ساعتو از این جور چیزا اکسو داشت

ساعت من مشکی و ساعت آتیم سفید بود.. و دو جفت کفش ست سفید مشکی اکسو هم خریدیم

هر دوتامون خیلی ذوق زده بودیم انگار هنوز باور نکرده بودیم اینجا! تو اس ام وورلد

توٱسانسور بودیم که بزنیم همکف یهو یاد آلبوم جدیدشون افتادیم پس زدیم طبقه اول

از آسانسور پیاده شدیم.... داشتیم مغازه ها رو نگاه میکردیمه یهو چشمون افتاد به مغازه آلبوم فروششون که کلی فوتوکارتو آلبوم و پوسترشونو داشت پس رفتیم با ذوق داخل
رفتیم

سه تا از آلبوما و فوتو کارتو هفت هشتا پوستر خریدیم
اومدیم از اونجا بالاخره بیرون

-جوون بالاخره همه چیو گرفتیم واااایییی..

+خخخ آره... من هنوز باورم نمیشه

-... آه منم میگم بریم یکم بستنی بخوریم

+آره منم میخوام

یکی از بستنی فروشی کنار اس ام ورلد رفتیم اینجور بنظر میومد خیلی بستنیاش
خوشمزس

من آیس پگ تموم شکلات و آتیم وانیلی شاتوتی
زود آوردن اینبار سرمیز شروع کردیم به‌خوردن...

حس میکردم اشتهام از چندماه پیش اینجا خیلی بیش تر شده! انگار آتیم همینجوری بود

-میگم.. سارا.. اینجا همه چیزش بهتر از ایرانه ها

+آره.. خیلی انگار خون بم تزریق کرده باشن خخخ

..........
بستنیامون سریع خوردیم و اومدیم بیرون

تاکسی گرفتیم سمت ویلا

سریع رسیدیم لباسامو عوض کردیم افتادیم روتخت انگار هردوتامون خیلی خسته بودیم

شب‌ بخیر گفتیم من ساعتمو کوک کردم.... که فردا صبح به موقع زنگ بزنه


فردا باید به موقه می‌رسیدیم اونجا....



(ببخشید یکم دیر وقت گذاشتم خخخ)
دیدگاه ها (۵)

درد از این بدتر؟... :).. 💙

.... تو نه مهتاب و نه خورشیدی و نه دریاییتو همان ناب ترین جا...

کاش.. میفهمیدی....که چقد خالصانه عاشقتم لنتی😿 💘

همه بگین؟

P10🦋-بیدار شدی فرشته(موهاشو میده کنار و صورتشو میوبسه)&داداش...

من و ملاقات با BTSpart «1۰»فردا صبح که چشمامو باز کردم دیدم ...

پارت جدید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط