{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می دانم

می دانم
تمام اهالی این حوالی گهگاه عاشق می شوند
اما شمار آنهایی که عاشق می مانند
از انگشتان دستم بیشتر نیست
یکی شان همان شاعری که گمان می کرد
در دور دست دریا امیدی نیست
می ترسیدم خدای نکرده آنقدر در غربت گریه هایم بمانی
تا از سکوی سرودن تصویرت سقوط کنم .
دیدگاه ها (۱)

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑥_بخش دوم_ری_به جای خالی‌اش کنا...

می‌دانمتمام اهالی این حوالیگهگاه عاشق می شونداما شمار آنهایی...

می دانمتمام اهالی این حوالی گهگاه عاشق می شوند!اما شمار آنها...

می‌دانم، تمام اهالی این حوالی گهگاه عاشق می‌شوند! اما شمار...

میدانم تمام اهالی این حوالی گهگاه عاشق می شوند ! اما شمار آ...

میدانم تمام اهالی این حوالی گهگاه عاشق می شوند ! اما شمار آن...

میدانم تمام اهالی این حوالی گهگاه عاشق می شوند !اما شمار آنه...

میدانم تمام اهالی این حوالی گهگاه عاشق می شوند ! اما شمار آن...

اگر سکوتاین گستره‌ی بی‌ستارهمجالی دهدمی‌خواهم بگویم سلام اگر...

☘ ☘ ☘ اگر سکوت این گستره بی ستارهمجالی دهدمی‌خواهم بگویم سلا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط