{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قلبم را در مِجریِ کهنه‌یی

قلبم را در مِجریِ کهنه‌یی
پنهان می‌کنم
در اتاقی که دریچه‌یی‌ش نیست
از مهتابی
به کوچه‌ی تاریک خم می‌شوم
و به جای همه نومیدان می‌گریم

#احمد_شاملو
دیدگاه ها (۱)

ﻫﯿﭻ ﺑﯿﺸﻪ ﺍﯼ ﺑﯽ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﻧﯿﺴﺖﺍﺯ ﻫﻢ ﺁﻏﻮﺷﯽﺑﺎ ﺑﺎﺩﻫﺎﻭ ﻫﯿﭻ ﺟﻨﮕﻠﯽﻋﺎﺷﻖ ...

می دانم تمام اهالی این حوالی گهگاه عاشق می شوند اما شمار آنه...

❤ به دور دوست داشتن هم بگردین لطفا 😍 به دور دوست داشتن ات با...

می‌گویند مردها گریه نمی‌کنند...کاش یک‌بار جای من بودند؛جای پ...

دیگر برایم مهم نیست !بی حس شده ام ...از قضاوت و بی انصافیِ ه...

روزها دیگر نمی‌گذرند؛ تکرار می‌شوند. شبیه به قطره‌های یکنواخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط