{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سوختم باران بزن شایدتوخاموشم کنی شایدامشب سوزش این زخم ها

سوختم باران بزن شایدتوخاموشم کنی شایدامشب سوزش این زخم هاراکم کنی آه باران من سراپای وجودم آتش است پس بزن باران بزن شایدتوخاموشم کنی
دیدگاه ها (۳)

سلامتی رفیقایی که تلخ میخورن شیرین صجبت می کنن .سلامتی خودمو...

گفت:دوست دارم هر چه گشتم مثل تو پیدا نشد. گفتم: خوب گشتی؟ گف...

تو میراث بهارانی و من هم زادهء بارانبگو کی میرسد فصل جدایی ه...

✍✍✍تار شد هفت‌آسمان‌ِمن بیا مهتاب کن عکسِ احساس‌ِمرا بر خانه...

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــون قسمــت شــانزدهــمشــانزده...

𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫𝐏𝐚𝐫𝐭 : ¹¹هوا کاملاً تاریک شده بود و باران ه...

شب جمعه بود که بچه ها به خط زدند و جمعه صبح در ماووت عراق بو...

گل خونی پارت 43(خطر اسمات)تهیونگ شروع کرد به بوسیدن جونگکوک ...

زمرد های صورتی پارت¹¹لوکا: معلومه که به من ربط داره دامیان :...

داستان: عشقی گمشده در تاریکی جنگلپارت ۱۱(از زبون راوی)اهم اه...

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥⁦ᕙ⁠[⁠・⁠part 120・⁠]⁠ᕗپر سوزش داد میزدم و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط