{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تماشای پستای قبلی و از دست ندید...

تماشای پستای قبلی و از دست ندید...
.
‏شاعرم کردی... بیابان دیدم و دریا نوشتم
تلخ را شیرین سرودم، زشت را زیبا نوشتم

چشم وا کردم به روی زندگی کابوس دیدم
چشم بستم خط به خط کابوس رارویانوشتم
از دل آزرده ام با هیچ کس چیزی نگفتم
بارها از بهره نابرده ام اما نوشتم

تا کسی از چشم هایم شکوه هایم را نخواند
اشک را در پرده پنهان، خنده را پیدا نوشتم

سوختم یک عمر، آهی از لبم آیا شنیدی؟
از دهان خونچکان زخم ها آیا نوشتم؟

سرنوشت خویش را از روز اول دیده بودم
در خیابان های سرد شب من مردراتنهانوشتم.. ..
دیدگاه ها (۳)

بوم را بردار و من را آدمی دیگر بکشچهره ام را لطف کن یک ذره ز...

بازی تلخی است،وقتی درقماری سرسریخشت خشتم را به دست آورده ای ...

خداوند لعنت کند اختلاسیها را

چطوره. ?

شاعرم ڪردی... بیابان دیدم و دریا نوشتم تلخ را شیرین سرودم، ز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط