{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نگران نباش

نگران نباش
همین روزها
که کمی تنهاترم
و کمی عاشق‌تر
سری به خانه‌ات می‌زنم
دلم می‌خواهد
بنفشه‌ها را
کنار دیوار بچینی
وقهوه‌ات
کمی تلخ باشد...
دیدگاه ها (۲)

ﺩﺳﺖ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺩﯾﺪﻧﺪ ﺍﺯ ﻣﻦ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ :ﻋﺎﺷﻘﯽ ؟؟؟ﮔﻔﺘﻢ : ﻧﻪ...

من تلاشمو کردمدوییدم سمتتعلاقمو نشون دادمبهت فهموندم که دوست...

میدانم ........نیامده بودی که بمانی !!!!!چند روزی گذر...

هـیـــــچـڪـــس لیـاقــــتاشــڪهـاے شمـــا را نـداردزیرا ڪسے...

part:8زمان 7:00شب خانه ات وبرادرش صدای زنگ گوشی اومد و ات رف...

مردی در ساحل...[پارت سیزدهم]غروب...نور نارنجی خورشید از پنجر...

تک پارتی✨استوری‌ دردسر ساز... صبح...ات کنار تخت ایستاده بود ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط