هیچ می دانی

هیچ می دانی
در حسرت آغوشت می‌سوزم
کاش با جرعه ای
از شهد لبانت آرامم کنی
دیدگاه ها (۲)

زن که باشی...مردانگی ات میشود یک سوال‌.. یک علامت تعجب...!بر...

ﺑﺮﺍﯼ ﺷﻨﺎﺧﺘﻦ آدمها ﺍﯾﻨﻘﺪﺭ ﻋﺠﻠـﻪ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺵ .ﺭﻭﺯﮔـﺎﺭ ، ﺫﺍﺕ ﺗﮏ ...

صبح آمدخورشید را بوسیدمترانہ ۍ دوست داشتنت را سرودمو بر عطر ...

تو ماه باش بر چشمانم بتاب ... من شب مۍ شوم ، تو را در آغوش ...

شهادت قسمت ما می شد ای کاش

حرفهای ما هنوز ناتمام...تا نگاه می کنیوقت رفتن استباز هم هما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط