{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

صدایم کن چو لب وا مےکنے عشق است

صدایم کن چو لب وا مےکنے عشق است
خودت را در دلم جا مےکنے عشق است

تو با شرم قشنگ عمق چشمانت
مرا وقتے تماشا مےکنے عشق است

سکوتے خفتہ در حجم نفس هایت
محبت را کہ حاشا مےکنے عشق است

چہ شد آن وقت دیدارت نمےدانم
همین امروز و فردا مےکنے عشق است

تو کز پشت حصار پنجره هر روز
فضاے شیشہ را ها مےکنے عشق است

میان کوچہ مےپاشے نجابت را
دلم را اینچنین تا مےکنے عشق است
دیدگاه ها (۲)

مثل باغی سبز در یک روز بارانی قشنگیمثل دریایی چه آرام و چه ت...

نازنینم ، کم نشان گیر از دو چشمانت مرااز کمان ابروانت کم بزن...

بگذار سر بــه سینه ی من در سکوت ، دوستگاهی همین قشنگ ترین شک...

نگاهت می کنم شاید، هنوزم عاشقم باشیکجا پر میکشی از من ،تو که...

𝗕𝗿𝗼𝗸𝗲𝗻 𝗣𝗼𝗶𝗻𝘁𝗲 {پوانِ شکسته}𝗣𝗮𝗿𝘁 𝟵𝟬باورم نمی‌شد کسی که تو این...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط