صدایم کن چو لب وا مےکنے عشق است
صدایم کن چو لب وا مےکنے عشق است
خودت را در دلم جا مےکنے عشق است
تو با شرم قشنگ عمق چشمانت
مرا وقتے تماشا مےکنے عشق است
سکوتے خفتہ در حجم نفس هایت
محبت را کہ حاشا مےکنے عشق است
چہ شد آن وقت دیدارت نمےدانم
همین امروز و فردا مےکنے عشق است
تو کز پشت حصار پنجره هر روز
فضاے شیشہ را ها مےکنے عشق است
میان کوچہ مےپاشے نجابت را
دلم را اینچنین تا مےکنے عشق است
خودت را در دلم جا مےکنے عشق است
تو با شرم قشنگ عمق چشمانت
مرا وقتے تماشا مےکنے عشق است
سکوتے خفتہ در حجم نفس هایت
محبت را کہ حاشا مےکنے عشق است
چہ شد آن وقت دیدارت نمےدانم
همین امروز و فردا مےکنے عشق است
تو کز پشت حصار پنجره هر روز
فضاے شیشہ را ها مےکنے عشق است
میان کوچہ مےپاشے نجابت را
دلم را اینچنین تا مےکنے عشق است
- ۱.۲k
- ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط