{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بچ بودیم میگفتن

بچہ ڪہ بودیم میگفتن

خدا هر جا باشے داره نگاهت میڪنہ

خدا حال هر شبمو میبینے و کارے نمیڪنے …
دیدگاه ها (۱۶)

نہ میذاری برم من ازڪنارتنہ ثَبتم میڪنی در روزگارتچہ بی سامون...

‌و عشق این است ⚫ ️وقتی تمام دنیا⚫ ️برایت سیاه می پوشد⚫ ️یکی ...

ﻣﻦ ﺍﮔﻪ ﺯﯾﺎﺩ ﻣﯿﺨﻨﺪﻡ ﺍﺯ ﺩﻟﺨﻮﺷﯽﻧﯿﺴﺖ..ﻣﯿﺨﻨﺪﻡ ﮐﻪ ﺩﺭﺩﻫﺎﻡ ﯾﺎﺩﻡ ﺑﺮﻩ....

حالـم گرفتـه...از این دنیـایـی ڪه آدم هایـش همچـونهوایـش ناپ...

#ازاجراهاچخبر امسال دومین سالی بود که توفیق داشتیم شام نیمه ...

این داستان : ما همه جا اماده ی مبارزه با همه چیز هستیم .از ز...

رمان بغلی من پارت ۱۸۴و۱۸۵و۱۸۶و۱۸۷ارسلان: درست حرف بزن المیرا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط