{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فیک شروع دوباره

فیک شروع دوباره

ده ثانیه،!فقط ده ثانیه نگام کن بزار به چشمای قهوه ایت مثل قهوه معتاد شما هرچی بخوای بهت میدم و میگم فقط ده ثانیه نگام کن
ده ثانیه من یک ساله که دارم نگات میگم وقتایی که تو منو نمی‌بینی و می‌دونم که توهم منو نگاه می‌کردی چون همیشه حرارت نگاهت رو روی خودم حس میکردم و می‌شنیدم که مردم میگفتن چه جوری نگاهم می‌کنی منو تو همیشه همو نگاه میکردیم بدونه اینکه همدیگه بدونیم و اگه میخوای ده ثانیه دیگه هم نگاهت کنم من این کار رو میکنم با کمال میل این کار رو میکنم چون من از دیدن چهره کسب که دیوانه وار عاشقم خوش حال میشم
..........
وقتی حرف میزد خیلی مجذوب کننده بود بیشتر از همیشه اون منو نگاه میکرد و میدونستم منم اون رو نگاه میکردم اون میگه از من خوشش میاد ولی اگه بدونه من کیم دیگه یه همچین حرفی نمی‌زنه

دیده راوی:اون دو تا جوری هم دیگ رو نگاه میکردند که از دور از خیلی دور هم معلوم بود اون دوتا برای هم دیگه هستن ولی چی شد که به اینجا رسیدیم؟بیاید بریم به همین موقع ولی یک سال پیش یعنی ۱ ژانویه
سارا در رو باز کرد و پدرش رو روی مبل دید که منتظر اون بود
نکته داخل تمام فیک ها شخصیت هایی که داخل فیک قبل بود هستش( سارا،جینا،تانیا،کاترین،جولی،کای،تام،تاد،سم،جیک)
ادامه داره.....
شرط پنج کامنت ده لایک اگه تا فردا برسه پارت بعد این فیک و فیک بعد رو می‌زارم🥰
دیدگاه ها (۰)

سلام بچه ها ۳۶ تاییمون مبارک🥳🥳🥳خیلی ازتون ممنونم که تا الان ...

پارت چهارمرفتن سفر کاری تا بیان باید صبر کنیم تا بهمون مجوز ...

پارت سومنظرتون چیه هاکس: خب صحنه قتل رو یه بار دیگه برام توض...

Red Covenant(part 3)

میرفتم آشپز خانه در یخچال رو باز میکردم و همش رو خالی می کرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط