ما را رها بکن با درد و رنج خویش

ما را رها بکن با درد و رنج خویش
ای گرگ مهربان در پوستین میش
دیدگاه ها (۰)

امروز ترا دسترس فردا نیست و اندیشه فردات به جز سودا نیست ضای...

دلا نقاش را بنگر چه بینی نقش گرمابه مه و خورشید را بنگر چه گ...

ماندن، سنگ بودن است و رفتن، رود بودن بنگر که سنگ بودن به کجا...

دستم را بگیر همه باور من رخ دیگر من که میان دلم پنهانی . ت...

بر مناجات آمدم تا درد من درمان کنی کارهای مشکلی دارم خداآسان...

روز بد آمد و من بی‌نوایم به درد و رنج غم ها مبتلایماگر نایت ...

آدمها از رنج نمیمیرند بلکه از بی معنایی رنج میمیرند. کسی که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط