روز بد آمد و من بینوایم

روز بد آمد و من بی‌نوایم
به درد و رنج غم ها مبتلایم
اگر نایت نیازی در حضورت
مرا معصوم بنام ای دل ربایم
💔
دیدگاه ها (۰)

سیدا چی می نازیوقت رفتن است امشب لحظه ای بیا بنشین بد و خش،ت...

همچو مرد می‌دیم پشت به ذورق چشم ام ناخدا بیا بنشین سیل موج د...

می رسد عیام جشن شیر مردان بابا لیلی صبا مزار میرممسلمان زاده...

ندارم بی تو صبر طاقت و هوشندانم می شوم با تو هم آغوش سر خود ...

یوسف نی ام و‌لیک مرا گرگ دریده است تا شهر پدر کیست برد پیرهن...

مرا تو ای صنما در کنار باید و نیستچرا تو را نگه مهربار باید ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط